تبليغاتX
روزنوشت های حامد رحمتی
Mon 2 Feb 2009
مليح جودت آندای
 

مليح جودت آندای در سال ١٩٣٦ در آنكارا دیپلم گرفت و برای ادامه‌ی تحصیل در زمینه‌ی جامعه‌شناسی به كشور بلژیك مهاجرت كرد، بعد از شروع جنگ جهانی دوم به تركیه بازگشت. آندای در طی آن سال‌های پر فراز و نشیب به روزنامه‌نگاری ادامه داد و در روزنامه aksam فعالیت‌های چشم گیری در حوزه‌ی ادبیات انجام داد. شایان ذكر است آندای به همراه دو دوست ارزشمند خود «اورهان ولی» و «آكتای رفعت» از بنیان‌گذاران شعر نوین تركیه هستند. آندای در سال ٧١ بهترین نمایشنامه‌نویس سال در كشور تركیه شناخته شد و جوایز بسیاری به خاطر شعرهای‌اش گرفت. شعرهای آندای بعد از سال ١٩٤٦ تغییرات جالبی به همراه داشت به طوری‌كه زبان شعر او بیشتر به زبان جامعه نزدیك شد و ترجمه‌های ارزشمند او به تركی گام ارزشمندی برای روشنگری ادبیات نوین تركیه بود؛ وی آثار قابل توجهی در نمایش‌نامه‌نویسی، سفرنامه و نقد دارد.

 

آثار او عبارتند از:

تلگرافخانه 

كوچ نشین 

بر روی دریا اودیسه دست بسته

دنیای آشنا

 

چشم‌هایم آبی

 

از چشم هایم

خارج می‌شوی

به كوچه

آبی

آبی

 

باران

 

ناگهان با گنجشك‌ها

بارید

باران

كدام گنجشك

كدام باران

  

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Fri 25 Jul 2008
ترجمه شعرهای شمس لنگرودی
 

 

                                                                                                    

 

 

1            

Dalgın

Yalnız

Engine.

Keşke Okyanuslu olmasaydım

Çırmaklayarak sahili.

 

متلاطم

تنها

بیکران. 

کاش اقیانوسی نبودم

پنجه کشان بر ساحل.

 

۲

Glayölü seviyorum

Kalbine göre

Ki ince yapraklarının

Arkasında bellidir

İnsanin yüregi görünmüyor

Ve parmaklarınin ucunu karartacak

Ceviz gibi eğer açıp görürsen

 

گلایل را دوست دارم

به خاطر قلبش

که از پس برگهای لطیفش پیداست. 

دل آدمی پیدا نیست

و سر انگشتانت را سیاه می کند چون گردو

اگر بگشائی

و ببینی.

 

 

اين ترجمه در سايت وازنا

 

اين ترجمه در وبلاگ شمس لنگرودي

 

 

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Sun 15 Jun 2008
ترجمه شعرهای بیژن جلالی
 

 

 

 

 çeviren: hamid rehmeti

1

 

هر چه آسمان را بيشتر

نگاه مي كنم

در مانده تر مي شوم.

Ne kadar

Göke bakınca

Artık çaresiz oluyorum.

 

2

 

به دنبال خود گشتم

و خود را هيچ جا

نيافتم.

Kendimi aradım

Va kendimi hiç  bir yerde

bulamadım.

3

 

كليساي فرانسيس قديس

در زلزله ايتاليا ويران شد

از دنيا چه كم شده است

كليساي فرانسيس قديس.

Kutsal feransısın kilisesi

italiya depremde yıkıldı

dünyadan ne azaldı

Kutsal feransısnın kilisesi.

 

 

+ حامد رحمتی
Thu 22 May 2008
شعر زنان ترکیه
 

 

پیدایش زبان تركی را از كوه‌های اورال آلتای (شمال تركستان در مجاورت كشور چین) می‌دانند كه به تدریج در اثر جابه‌جایی‌ها، كوچ و جنگ‌های  قومی به اكثر نقاط آسیا به ویژه آسیای مركزی و قسمت‌هایی از اروپا راه یافت این زبان را جز زبان‌های آلتائیك ((Altaic قرارداده‌اند ولی زبان‌های زنده‌ی  دنیا را علاوه بر مبدأ پیدایش براساس ساختار نیز تقسیم می‌كنند (تك هجایی - قالبی  تحلیلی التصاقی) كه در این تقسیم‌بندی تركی جزو زبان های التصاقی می باشد. و اما زبان‌های آلتائیك نیز با رعایت سابقه‌ی تاریخی شامل سه قسمت مجزا هستند: تركی، مغولی، مانچو تانگوس.زبان ترکی دارای رسم‌الخط‌های گوناگون است كه آخرین و پر كاربردترین آن‌ها عبارتند از: لاتین (در ترکیه وجمهوری آذربایجان) کیریل که متأثر از رسم‌الخط روسی‌ست (در جمهوری‌های ترک زبان آسیای میانه و در گذشته در جمهوری آذربایجان) وعربی که میان اوزبک‌های افغانستان، ترکستان شرقی (ایالت سینکیانگ چین) ترک‌های شمال عراق رواج دارد و خط ترک‌های ایرانی نیز هست. در برهه‌ای از تاریخ، به ویژه در دوره‌ی امپراتوری عثمانی،  رسم‌الخط عربی تنها نوشتار مشترک ترک‌ها بوده است واین خط میان فرهنگ ترك و دنیای اسلام ارتباط عمیقی ایجاد كرده بود که متأسفانه با روی كار آمدن استالین و آتاتورک و تغییر این رسم‌الخط به نوشتارهای غیر عربی این پیوند فرهنگی با گذر زمان رنگ باخت. آتاتورك و استالین با تغییر نوشتار عربی خواستار جدایی فرهنگ اسلامی از فرهنگ ترك و تركان شوروی سابق بودند. اما این روی‌كرد باعث از هم گسیختگی اتحاد و ارتباط میان ترك‌ها در مناطق مختلف آسیا و اروپای مركزی گردید. قومی كه قبل از این اتفاق می‌توانستند از طریق یك رسم‌الخط مشترك با هم ارتباط بر قرار كرده و زیر سایه‌ی یك فرهنگ واحد به ترویج ارزش‌های قومی و تاریخی ترك بپردازند در ادامه‌ی این اتفاق شاهد دگرگونی‌های ویژه‌ای بین قبایل ترك شدند. با این مقدمه، اولین ترجمه‌های جدی از اشعار تركی به فارسی توسط جلال خسرو شاهی، رضا سید حسینی و ثمین باغچه‌بان صورت گرفت. در طی آن سال‌ها، بیشترین ترجمه‌هایی كه از شعر نوین تركیه صورت گرفته ترجمه شعرهای ناظم حكمت و اورهان ولی بود در صورتی كه شاعران زیادی در كشور تركیه شعر می‌نویسند و هنوز آثار آن‌ها به صورت جدی در ایران برای علاقه‌مندان به شعر تركی میسر نشده است به‌خصوص در زمینه‌ی هنر نویسِش زنان ترك كه پیوند عمیقی با فرهنگ كشور ما دارد ترجمه‌ای صورت نگرفته است هم اكنون درسایتوازنا تلاش تازه‌ای را آغاز كرده‌ام مبنی بر معرفی آثار برجسته و تأثیرگذار تعدادی از این شاعران كه  كمك بزرگی در راستای تكوین آثار شاعران ترك  برای علاقه‌مندان به زبان و فرهنگ تركی‌ست. به همین دلیل، با پیشنهاد دوست خوبم علی ثباتی گرد‌آوری پرونده شاعران ترك را مدِّ نظر قرار داده و آنتولوژی شعر زنان تركیه را برای اولین بار در ایران آغاز كرده‌ام،كه از ایمیل‌های پر مهر دوستان در داخل و خارج از ایران سپاس‌گزارم.

 

 

 

 

 

 

 

 

" بجان ماتور"

 

  از آغاز مبارزات زنان براي رسيدن به حقوق مساوي با مردان تاکنون تلاش هاي ويژه اي صورت گرفته با دگرگوني نقش زنان در جامعه و حضور چشمگير و قدرتمند آنان باید چشم ها را به روی حقیقت باز کنیم.اگر زماني زنان را به خاطر مبارزه براي به دست آوردن حق رأي فمينيست ناميدند، اما امروز حق رأي و حضور انها در تمام عرصه ها خصوصن درادبيات كه به حوزه هاي وسيع تري راه يافته است جاي خوشحالي دارد زيرا ظرافت و درگيري عميق و عوالم روحي و حسي در زنان باعث خلق آثار زيبائي در حوزه ادبيات جهان شده است كه مي توان به" اتاقي از آن خود " و يرجينيا ولف اشاره كرد كه چگونه از قاعده ها و قوانين كه بر زن روا می شود سر پيچي كرده و به زن به عنوان يك موجود مستقل نگاه مي كند از اين رو در ادبيات خود ما پيوندهاي جالبي و درد هاي مشتركي  وجود دارد كه بعد از شعر فروغ در حقيقت اين مسير معبري مي شود تا پيله اي كه گذشتگان به دور زنان تنيده اند با درايت از آن رهايي يابند و در راه اعتلا و شكوفايي ارزشي كه صرفا در آشپزخانه و رختخواب خلاصه نمي شود به ترويج و نهادينه شدن حضور زن به پا خيزند. شعر زنان ترك قرابت ويژه اي با ادبيات كشور ما دارد و در طي اين سالها درخشش شاعران ترك مرا هماره بر آن وا داشته كه جدي كار كنم . " بجان ماتور" تحصيلات خود را در رشته حقوق به پايان رساند او ساكن كشور آلمان است و شعرهايش سرشار از ظرافت هاي زنانه است و همين مسئله گواه بزرگي براي يك شاعر بوده كه خود را جدا از مردان نداند. از خصيصه هاي شعر او نا به هنگامي و كشف موقعيت هاي شاعرانه است ،ماتور جزو شاعران موفق ترك به شمار مي رود.

.

.

.

 

 

1

همين كه نقره ها

و اسب ها كم مي شدند

كوچ مي كردم از اين جا به آن جا

صداي ستاره ها را مي شناختم

وقتي به شمال(غروب )نزديك مي شديم

 

 

2

 

جدا بايد مي شديم

هر كدام از ما

بر سر يك  راه

اما اول چه كسي

چه كسي مي ترسد

از راه

از شب

و از اسب سوار پير

نظم نداشتيم

بنابراين هر لحظه

موهاي تن ما سيخ مي شد

من مانده بودم به آخر

با راه باريكي كه روي من دراز شده بود

ديگر مسافري بودم در راه زندگي 

 

 

3

 

مادرمان درختي شد

كه هر زمستان از بين مي رفت

و هر بهار سبز مي شد

او بيشه زاري بود كه خالكوبي هايي داشت

صداي ناله اش به گوشمان مي آمد.

 

 

برگردان:حامد رحمتي 

 

بجان ماتور را در سایت 3پنچ بخوانیم

 

 

 

+ حامد رحمتی
Tue 19 Feb 2008
ترجمه‌ي چند شعر حافظ موسوی به ترکی استانبولی
 

                                            

                                                 

Kuşlar seninle arkadaşlar

Kediler ayak sesinden kaçmıyorlar

Bocekler sen istediğin zaman

Terliklerin önünde üzanırlar

İçimdeki cenver sakin olmuş

Sen hangi dile konuşuyorsun.

گنجشك ها با تو دوستند

گربه ها از صداي پايت فرار نمي كنند

سوسك ها

_اگر تو بخواهي _

كنار دمپايي ها دراز مي كشند

جانور درونم آرام شده است

تو با كدام زبان حرف مي زني ؟!

 

 

 

این شعر ها را در وبلاگ حافظ موسوی بخوانید

این شعر ها را در وازنا بخوانید  

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Sun 20 Jan 2008
آصف حالت چلبی
      

           

  

آصف حالت چلبی هشت سال در مدرسه‌ی گالاتاسرای ترکیه تحصیل کرد. بعد از آن در آکادمی هنرهای زیبا توفیقی پیدا نکرد پس از آن به تحصیل در رشته‌ی علوم قضائی پرداخت و به تناسب این رشته به کار مشغول شد .چلبی با ادبیات فارسی بسیار آشنا بود او ترجمه‌های فراوان و موفقی از شعر فارسی به ترکی دارد. چلبی مدت‌ها در حوزه‌ی شعر کلاسیک فعالیت کرد و به همین دلیل با تجربه‌های فروانی به شعر آزاد علاقه نشان داد و جایگاه با ارزشی در شعر معاصر ترکیه پیدا کرد.

آصف حالت چلبی را با آثارموفقی از جمله :

 

om mani padme hum _lamelif_He

از تصوف تاریخ ادیان و تمدن کهن شرق می‌شناسند، چلبی به جرات از شاعران تأثیر گذار شعر نوین ترکیه است، استانبول در شعر دیوان، اثر دیگری از این شاعر است که برگزیده ای از شعر شاعران ترک در این کتاب به چاپ رسیده است

  

Cep



seni rüyalarımda buldum
ve çok beğendiğim için
oradan çıkmak istemedim
şimdi derinlikte
ve genişlikteyiz
ve bizzat
rüya
ben'im

kendi kendimi görüyorum
ve kendi içimde seyretmekteyim
bir cebim var ki
karanlıktır
oradan oyuncak güneşler
bahçeler
ve denizler çıkar
ve bıkınca onları başka bir cebime atarım

en güzel oyuncağım sen
bahçelerimin beni eğlendirmediği zaman
gel
ve beni avut

 

جیب

 

تو را در رؤیاهایم پیدا کردم

و به خاطر این که بسیار پسندیدم

نخواستم از آن جا خارج شوم

حالا در عمق و حجم نا‌معلومی هستیم

و شخصا ً

رؤیا مال من است

خودم، خودم را می بینم

و درون خودم در گردش هستم

یک جیب دارم که

تاریک است

از آن‌جا خورشیدهای اسباب‌بازی، باغچه‌ها

و دریا‌ها بیرون می‌آیند

وقتی‌که به ستوه می‌آیم

آن‌ها را در جیب دیگرم می‌گذارم

زیباترین اسباب‌بازی من تو هستی

وقتی‌که باغچه مرا سرگرم نمی‌کند

بیا و مرا آرام کن.

 

اين ترجمه در سايت وازنا

 

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Tue 28 Aug 2007
دو شعر از اكتاي رفعت
 

 

اکتای رفعت (١٩١٤- ١٩٨٨) پس از پایان تحصیلاتش در رشته ی حقو ق دانشگاه آنکارا، تحصیلات تکمیلی خود را در رشته ی علوم سیاسی دانشگاه پاریس ادامه داد و سپس به آنکارا بازگشت و در ادارات دولتی مشغول به کار شد. او به همراه ملیح جودت و ارهان ولی از بنیانگذاران «شعر نو» ترکیه هستند، که در واقع مجموعه ی Garip بیانیه ی این حرکت از سوی این سه شاعر بود. از مجموعه شعرهای  وی می توان به آثار زیر اشاره کرد:

١. زیستن و مردن

٢. شعرهایی برای عشق و آوارگی

٣. مدیحه

٤. کلاغ و روباه

AYLA GEZINTI

Agaçlar ki atlar gibi ayak üstü
Uyurlar, baslarinda düs torbalari,
Dalgin, el ele geçiyorduk uykulu
Agaçlari. Bulutlari geçiyorduk,
O yerde ben gökte, el ele, göz göze,
Agir agir kayip giden bulutlari .
Döküyordu akçil, gümrah saçlarini
Denize, o yerde ben gökte, el ele;
Içiyordum yildizli, gecesel sütü
Dudaktan, omuzdan, en yüksek memeden

 

 

 همسفر ماه 

درختها مانند اسب ها به خواب می روند

بر گرده هایشان بارهای رؤیا

با پریشانی دست در دست خواب آلود می گذشتیم

از درخت ها، از ابرها آهسته ، آهسته می گذشتیم

او روی زمین، من در آسمان فیروزه ای رنگ، دست در دست 

می نوشیدم ستاره ها را در سیلاب شیری شب

از لب، از شانه

به پهنای صدایی بلند از پستان هایش.

 

 اين ترجمه در سايت وازنا

 

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Sat 30 Jun 2007

 

orhane veli kanik

اورهان ولی کانیک در سال 1914 در استانبول متولد شد .پدرش نوازنده بود و مادرش از خانواده ای اصیل بود اورهان دوران کودکی را در استانبول پشت سر گذاشت و برای ادامه تحصیل به آنکارا رفت اورهان در دوران خاطره انگیز دبیرستان با (اکتای رفعت )و (ملیح جودت آندای ) آشنا شد این دوستی بعد ها باعث به وجود آمدن جریان شعری غریب شد او بعد از اتمام دوره دبیرستان در رشته فلسفه مشغول به تحصیل شد اما طولی نکشید که تحصیلاتش را نا تمام رها کرد و بعد از به پایان رساندن خدمت سربازی در اداره ی ترجمه آموزش و پرورش مشغول به کار شد اما او این کار را هم با نا باوری رها کرد و از آنجایی که به ادبیات علاقه داشت نشریه ای ادبی با عنوان (Yaprak ) منتشر کرد .

 

 

VATAN ICIN

Neler yapmadik şu vatan icin!

Kimimiz o"ldu"k;

Kimimiz nutuk soyledik.

Orhan Veli Kanik

برای وطن

برای این وطن چه کردیم

چه کسی از ما مُرد

چه کسی اعتراض کرد.

برگردان: حامد رحمتي

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
Fri 24 Mar 2006
سه شعر کوتاه از ناظم حکمت

 

۲۷ EKİM 1945

 

Bir elmanın yarısı biz

                     Yarısı bu koskoca dünya.

Bir elmanın yarısı biz

                     Yarısı insanlarımız.

Bir elmanın yarısı sen

                     Yarısı ben

                                İkimiz...

 

27 اکتبر 1945

 

از یک سیبب نیمی ما

                    نیمی دیگر دنیای بزرگ ما

از یک سیب نیمی ما

                    نیمی دیگر مردم ما

از یک سیب نیمی تو

                    نیمی من

                             هر دوی ما...                         

                                                                                        


ادامه‌‌ی مطلب
+ حامد رحمتی
با چاپ هر کتاب قسمتی از عمر خود را قیچی می کنیم و در کتابخانه می گذاریم


بیژن جلالی

Hamed Rahmati's Profile
Hamed Rahmati's Facebook Profile
Create Your Badge