تبليغاتX
روزنوشت های حامد رحمتی
Fri 26 Sep 2008
شهاب مقربین و جهان شاعرانه ی او
  

 
 

                     

منبع : اعتماد ملی

شهاب مقربين وجهان شاعرانه ي او در مقايسه با شاعراني كه با تكنيكال كردن زبان و فرم به دنبال اتفاق هاي شاعرانه هستند از منظرهاي مختلفي قابل بررسي مي باشد، مي توان به جرات گفت سادگي در شعر مقربين يكي از اتفاق هاي نادري ست كه در مواجه با ظرفيت هاي شعر او مخاطب را شگفت زده مي كند. سادگي و اسلوب بيان شاعر به راحتي قابل دريافت بوده و همين امر مخاطب را تا انتهاي شعر همراهي مي كند.

برفي سنگين نشست/ درختي زيبا شد/ درختي شكست "جاده بنفش كودكي ام را ديدم" ص21 يا: بادكنكي كه دل كودكي‌ام/ هوايش كرده بود/ امروز تركيد.( از وبلا‌گ شاعر)

شاعر در رويارويي با جغرافياي كلام،آن دُر يگانه را كه منجر به التذاذ خوانش متن مي شود با صراحت عجيبي با رهائي از قيد و بندهاي افراطي به جان كلام تزريق مي كند و همين قاعده به لحاظ تصوير سازي و برجسته شدن خيال يكي از محسنات و شگردهاي شعر مقربين محسوب مي شود.

مك لوهان كارشناس شهيرعلوم ارتباطات مي گويد ما در حال گذار از يك فرهنگ گرم به فرهنگي سرد هستيم در اين ميان مي شود فرهنگ واژگاني هر شاعري را دست خوش اتفاق هاي زمانه ي خود او دانست زيرا هر شاعري در مواجه با زندگي شعر مي سرايد علي رغم تمام حوادثي كه شايد تلخ و شيرين باشد. اما چيزي كه جهان شاعر را به زيبائي ها و كشف شهود هاي آن چناني رهنمون مي كند نگارش همين وقايع است كه شايد هر شهروندي به اقتضاي برخورد با اين مسائل ريز و درشت به گونه اي در تعديل مناسبات شاعر و دنياي رمز آلود او سهيم شود.    

تصوير در شعر مقربين از هماهنگي و نظام خاصي برخوداراست شاعر تا غايت متن با ابژه ها بازي مي كند و با سادگي از پيش تعيين شده اي جهاني تازه مي سازد جهانى كه نمى توان آن را به سادگى ديد، يا بر آن نامى نهاد. اما نمودهاى اين رفتار در نوشتار او امري شهودي محسوب مي شود به طوري كه مي توان تمام اين وقايع را لمس كرد.

برف/نشسته روي حباب چراغ/ كلاغ /روي نيمكت سنگي/درختان انگار نيستند/رفته اند/ازپارك جلوي خانه من /به زمستاني بي انتها كنار / "جاده بنفش كودكي ام را ديدم" ص 12

در بررسي هاي لاكاني در ايضاح پاره اي از شعرهاي مقربين به سوال هايي كه بي جواب مي مانند پاسخ قابل  قبولي را مي شود ارائه كرد. وقتي كه ما نوشته اي را مي خوانيم شكاف هايي را در آن مي يابيم كه دلالت عمده اي بر حضور نا خود آگاه ما دارد. قدرت "زبان" ابزاري ست كه هر روزه به كمك آن در تعاطي و ارتباط هستيم حالا ما در مواجه با يك متن ادبي نا خواسته از عوالم و تخيل خود نيز استفاده مي كنيم كه همين قاعده خاستگاه ويژه اي دارد  كه منجر به گسترش معنا در ذهن هر خواننده اي مي شود.

ديوارها حركتي آشكار دارند/سكوت سنگيني را با خود ميبرند/هياهوي مردگان را شايد.../ديوارها حركتي تاريك دارند/ طنين هياهويي را با خود مي برند /سكوت نيامگان را شايد/ديوارها حركتي مرموز دارند/ صداي گام هاي بي پاياني را پس مي دهند/ديوارها حركتي بي پايان دارند/ "جاده بنفش كودكي ام را ديدم" ص 18

از تصويرسخن گفتيم آيا "تصوير"به مانائي اثر ادبي كمك مي كند با جرات مي توان گفت تصوير در شعر جان مايه هاي هر اثري را در حوزه ادبيات ارتقا مي دهد زيرا با تجسم تصوير در ذهن ما به صدا مي رسيم وقتي به صدا مي رسيم به تناسب ها و روابط پنهاني اثر مي انديشيم پس تصويري كه در بافت زبان جا بيفتد در وحدت متن به ويژه" شعر" كمك شاياني خواهد كرد. اما گاهي افراط شاعران در توليد تصوير تاثير معكوس دارد اما شعر مقربين همانطور كه گفتم از قاعده اي كه مختص خود اوست پيروي مي كند هماهنگي تصوير ها در رهيافت و گشايش معنا روند قابل قبولي داشته ، او در نگارش شعر از نمود هاي دروني تصوير كه دچار فرا روايت و پيش روي معنا مي شود به سود شعر كاركردهاي خوبي را به نمايش مي گذارد به همين دليل شعرهاي مقربين داراي حركت و گفتمان دو سويه اي مي باشند.

فكر مي كردم كه گنجشك ها قديمي شده اند و /از ياد رفته اند/ رفته بودند /اما يكي به يكباره پيدا شد و/زيك زاك چرخي زد و / آمد نشست روي كاغذ دفترم/در دم ترسيداز حركت قلمم/زير پايش ورق خورد صفحه ي دفتر و پريشان/ دوباره زيك زاك چرخي زد و / پركشيد و رفت "جاده بنفش كودكي ام را ديدم" ص 96

شاخصه هاي سور رئاليسم در شعر مقربين بسيار برجسته اند ، فراروي از فراسوهاي واقعيت گاهي شعر او را به مرز رويا مي رساند دسته‌اي از شعرهاي مقربين آنقدر ذهني هستند كه فكر مي‌كنيم با تجلي عصر مدرن و شناخت نيازهاي شعر پيش رو، او مخاطب را دست انداخته است. ‌

 

*پی نوشت :

چاپ دوم کنار جاده بنفش کودکی ام را دیدم ، كتاب برگزيده كارنامه

وبلاگ شهاب مقربین

 

+ حامد رحمتی

Hamed Rahmati's Profile
Hamed Rahmati's Facebook Profile
Create Your Badge