شكل گيري شعر دهه هشتاد در فضاي مجاري
به نقل از روزنامه سه شنبه، منبع : کارگزاران
شمس لنگرودی یكی از شاعران مستقل كشورمان كه تاریخ تحلیلی شعر نو به قلم او نگاشته شده دههبندی شعر معاصر را رد میكند آیا این امر به مثابه رد دستاوردهای آن دهه پرفراز و نشیب است؟ خب! با كمی تامل میتوانیم به این سوال پاسخ قابل قبولی بدهیم شاید منظور شمس لنگرودی به عنوان كسی كه پیشینه شعر نوین ایران را میشناسد رسیدن به دستاوردهای مشترك است، نیما با دگرگونی وسیعی كه در سیمای ادبیات فارسی به وجود آورد جغرافیای وسیعی را در اختیار شاعران قرار داد كما اینكه ظرفیتهای شعر نیمایی هرگز شكوفا نشد و ظهور شاگردان نیما در عرصه ادبیات باعث به وجود آمدن جریانهای جدید شد كه تا به امروز این صداها به گوش میرسد،هر چند فروكش كرده باشند تاكید نیما نزدیك شدن به طبیعت كلام بود او در مقدمهای كه در ابتدای «افسانه» مینویسد خطاب به نسل جوان از یك ساختمان سخن میگوید از ساختمانی كه صداها توانستهاند به آن راه پیدا كنند و در حال گفتوگو با یكدیگر هستند این سادگی در حقیقت به فراخور پیشینه شعر قدما، به لحاظ فیزیكی بیشتر قابلیت همزادپنداری را داشت و بزرگترین مزیت آن رهنمون شدن به ساختارهای تازه بود كه نیما از آن به عنوان ساختمان یاد میكند. اما شعر دهه 80 برخلاف چند دهه اخیر در آرامشی سترگ به سر میبرد، تو گویی آرامش قبل از توفان است بسیاری از صاحبنظران دهه 70 را نقطه عطفی در تاریخ ادبیات ایران میدانند از سویی دیگر تعدادی از طلایهداران ادب و فرهنگ فارسی به هیچ قیمت نمیتوانند با دهه 70 كنار بیایند و اغلب شعرهای دهه 70 را نوعی شكست سیاسی شاعران میدانند.
اما باید پذیرفت دهه 70 نیز تبعات خود را داشت و رگههایی از آن را حتی میتوانیم در نسل شعر دهه 80 ببینیم. دهه 70 برای بسیاری از شاعران خوشیمن بود شاید به دلیل مصادف شدن فعالیت آنها در این دهه، در ثانی مشكلاتی كه شاعران جوان به لحاظ نشر كتاب با آن درگیرند به این شكل نبود و همین قاعده باعث شد در هر كوچه و برزنی شاهد نشر كتاب باشیم درگیری ژورنالیستی كه بین شاعران به وفور دیده میشد از براهنی تا رویایی... شاید یكی از علتهای داغ بودن بازار دهه 70 بود ولی امروز صدایی به گوش نمیرسد حتی نجواهایی كه به گوش میرسید كاملا فروكش كردهاند. از مشكلات نشر كتاب گفتیم شاید در خوشبینانهترین شرایط شاعری بتواند 1100 نسخه از شعرش را به عموم علاقهمندان هدیه كند كه عموم این علاقهمندان همان شاعران هستند. شاید در این شرایط وبلاگنویسی ملغمه شاعران نسل جوان است.همانطور كه میدانید ایران كشوری در حال توسعه است بنابراین با چند كلیك میتوان تارنمایی شخصی خود را راهاندازی كرد و به گفت و شنود با نسلهای مختلف پرداخت امروزه روزنامهنگاران نویسندگان شاعران حتی دختر پنچ سالهای كه به كمك پدر و مادر خاطرات كودكی خود را در یك صفحه مجازی ثبت میكند تا خود را با مرور زمان همراه كند... امروزه وبلاگنویسی یكی از دغدغههای شاعران دهه 80 است اگر به مرزبندی شعر معاصر اعتقاد داشته باشیم به سادگی درمییابیم در قهقرای نابسامان نشر كتاب وبلاگ نویسی دریچه تازهای است كه در رهیافت رسالت خبررسانی از قوت ویژهای برخوردار است شاعران جوان... این جهان تازه را فتح كردهاند و بیرق سرخی را نیز بر فراز آن افراشتهاند كه نشان از هوش و ذكاوت شعر جوان دارد شعر دهه 80 در ادامه شعر دهه 70 است ولی با ظرفیتهای تازه... اگر شاعرانی را كه دچار آوانگارد زدگی شدهاند، افراطی بنامم شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید ولی غرض این كلمات جدی گرفتن شعر دهه 80 در حوزه وبلاگنویسی و فضای مجازی است شاعرانی كه ناچارند در این فضای ناشناخته خود را به تمكین برسانند و این سرخوردگی را به هر نحوی جبران نمایند.