دریچه ای به سویِ آگاهی

 

حامد رحمتی منبع : روزنامه مغرب

علی رضا عباسی از شاعران پرکار روزگار ماست انتشار دو مجموعه ارزشمند " پروانه ای که از متن خارج می شود " و مرمت خواب های تاریخی " در پرونده  وی بی شک نمونه ای درخشان از نسل شاعران جوان است، عباسی شاعر، مجموعه ای دیگری را نیز آماده چاپ دارد از سویِ نشر مروارید و تدوین آنتالوژِی شهر البرز نیز، اتفاق مبارکی است، که روند استیلایی شهرستان البرز را در طیِ سال های اخیر نشان می دهد. اما در این مجال به کتاب مرمت خواب های تاریخی می پردازم، این کتاب در نوع خود دارای رمزواره هایِ شاعرانه ای است که مخاطب را اقناع می کند، و عمده مسئله ای که در این فرایند به ثمر می نشیند، نگاه زیبا شناختی و انسانی شاعر به جهان پیرامون خویش است.

شاعر در مواجه با پدیده های اجتماعی ،با آمیختگی عاطفه و شعور انسان معاصر به جدال کلمات می رود و از دریچه ای که در اختیار دارد جهان را واکاوی می کند، شاعر از انسانی سخن می گوید که از جنگ و کشتار آدمی بیزار است البته چنین نگاهی همواره همه هنرمندان را در طی تاریخ آزرده و صدای فرو خورده آنان، به جایی نرسیده است. مولف در کتاب یاد شده توانسته،بین محتوا و سازه های شعر به یک تعادل تحسین برانگیز برسد، به عبارتی می شود گفت هیچ کدام از عناصر شعر انرژی یکدیگر را متوقف نمی کنند و به لحاظ کیفی ساختار و محتوا در تکامل کلیت شعر حرکت می کندو چنین اجرای موثری، بر آمده از تجربیات شاعر است. مولف با زبانی ساده، نگاهی ساده، جهان را می کاود، اما خاستگاه اندیشه، علی رضا عباسی بسیار عمیق و در خور توجه اند، معنا در شعر و لایه هایِ زبان اصلا ایستایی نیست،و حرکتی دو سویه دارند به خصوص هنگامی که در روند شعر شاعر به شهود می رسد، و تقابل هایِ دیالکتیکی در بافت ِ زبان، به کارکرد های زیبا شناختی منجر می شود.

جنگل با هر درختی که می میرد/ لاغرتر می شود/ و انسان با هر قرص تنهاتر ... ص 13

باید بپذیریم مولف در مقایسه با کتاب نخست خویش، توانسته گام های ارزشمندی را بردارد و با اندیشه ای قابل احترام قله های مه آلود شعر را فتح نماید.و این رفتار شاعرانه مطالعه و ممارست شاعر را نشان می دهد که آموزه هایِ رتوریک را درونی کرده، و آفرینه هایِ بکر، التذاذ قرائت متن را در خواننده به وجود می آورد.

اولین باران که ببارد / جلبک کوچکی / از لابه لای آجرها/ سبز خواهد شد ص 33

هایدگر معتقد بود شعر حقیقت را آشکار می کند، و حضور هستی نیز حقیقت است با این اعتبار که شعر با هستی اصالت دارد،سازه های شعر عباسی بر پایه حقیقت استوار است، با زبانی تراشیده، که ریتم درونی نثر را به زیبایی به ذهن متبادر می کند، اما حقیقت و اصالت هستی چیست؟

اگر شعر را عدول شاعر از جهانِ خویش بنامیم ، شعر نیز می تواند با موتیف هایی سرشار از آرایه های مختلف و رنگارنگ به هستی خویش دست یازد، شعر نیز چون دیگر هنرها، از بازنمایی حقیقت سخن می گوید با ابزار و پارامترهایِ عاطفی، تا از وضعیت موجود تصویری ماندگار و دلخواه ترسیم نماید. و این پنجره هایِ آگاهی در هنر تلنگری به انسان معاصر می زند که پیله شیشه ای خویش را در هم شکند و با چشمانی گشوده به آفتاب بنگرد.

 

گنجشک ها / از ساختمان وزرات جنگ می ترسند/ و به آدم ها که روی نیمکت پارک/ روزنامه می خوانند/ نزدیک نمی شوند/ شیرینی زندگی / در گلوی تانک ها می سوزد/ پروانه ای / روی مگسک تفنگی / نشسته است. ص 19 

 

علی رضا عباسی شاعری انسانگراست وی، سوژه های ناب را از خویش عبور می دهد که نا ملایمات زندگانی و عصر شرمگین انسان امروز را با جانِ شعر به تصویر بکشد، و این نگاه انتقادی همواره در کتاب " مرمت خواب های تاریخی " به اسلوب بیان و سبکی مولف کمک شایانی کرده است.

 

اسماعیل یوردشاهیان شاعری طبیعت‌گرا

حامد رحمتی  منبع روزنامه آرمان

 

اسماعیل یوردشاهیان از شاعران خوش قریحه سال‌های دور است، در کارنامه وی کتاب‌های ارزشمندی به چشم می‌خورد که در نوع خود برای شاعران امروز و اهالی قلم بسیار راهگشا بوده است «مجلد تبارشناسی قومی و حیات ملی» همچنین «دولتمداری شرق، دولتمداری غرب» مجلد «پدیده شناسی انسانی در سه جلد» از آفرینه‌های ارزشمند این محقق و پژوهشگر به شمار می‌رود، دکتر یوردشاهیان ده‌ها مقاله در سطح بین‌الملل، در زمینه روان‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و پزشکی در دانشگاه‌های معتبر جهان به چاپ رسانده که خدمات درخور توجهی است که می‌توان به آنها اشاره کرد.این مولف نام آشنا به تازگی مجموعه‌ای با عنوان «یاسمن در باد» از سوی نشر نگاه منتشر کرده که در بردارنده اشعار وی در سال‌های اخیر است. جنس شعر یوردشاهیان با تربیت فیزیکی و آموزه‌های قابل توجهی به پیش می‌رود به طوری که رفتار شهودی شاعر، در عرصه زبان و اندیشه نمایانگر پویایی و تعالی شعر وی است. مولف در کتاب «یاسمن در باد» با درک کارکرد‌های ساختاری توانسته به شهود شاعرانه‌ای برسد و از این منظر، مضامین دارای شاعرانگی بالقوه‌ای هستند که از سلامت زبانی برخوردارند و تصویرها از هماهنگی قابل توجهی برخوردارند و معنا با تعلیقِ بایسته ای در لایه‌های زبان در حرکت و نوسان است، و مخاطب در مواجه با شعرها به فلسفه و اندیشه شاعر به راحتی دست می‌یازد، اندیشه ورزی یکی از ابزارهای مورد علاقه شاعر است که گاه عدم تعلیق، شعر را به چشم اندازی زیبا و بکر رهنمون می‌کند.

صدایشان لرزش عشق بود / در را باز می‌کنند / می‌بندند / کس نیست / باران است / زنی چتر به دست می‌گذرد ص 26

 یوردشاهیان را باید شاعری طبیعت گرا نامید، گرایش شاعر به سرایش طبیعت و تعمیم المان‌های آن در سیطره شعر، و خلق سوژه‌های ناتورالیسمی؛ در اغلب شعرهای کتاب یاد شده به چشم می‌خورد. این وضعیت نیز شائبه‌های خود را خواهد داشت، زیرا شاعر باید با ذره بین خاصی به جهان پیرامونش بنگرد، به عنوان مثال: عناصری چون (جنگل، برگ درخت، دریا، پاییز، ابر ) در چیدمان عمده شعرها به چشم می‌خورد. که این فرایند در آثار یوردشاهیان به شناسنامه و الگوی زبانی مبدل شده است. و این آسیب در خوانش شعر در دراز مدت به یکنواختی، و کسالت متن منجر خواهد شد.

( کسی با پاییز می‌رود / گام‌هایش در باران ص 69) ( جنگل دور شد / او دور... و طرح رخساری بر برگ‌های ریخته ماند ص 66) ( تمام گل‌ها حتی یاسمن‌ها را بچین / میان ماه باغی خواهد از باران ص 58 ) ( گفتم دوباره باز می‌بینمت / باد ویلان / از کنارم گذشت/ درختان خیس بودند ص 52)

 بی‌شک از کتاب یاد شده به ده‌ها مصداق دیگر نیز می‌توان اشاره کرد اما ذکاوت شاعر و تجربه اکتسابی وی، از تنزل شعرها می‌کاهد و کارکردهای رئالیسمی در بافت زبان، از انتزاعی شدن سوژه‌ها می‌گریزد، کما این که زبان همواره در حال تغییر و پوست‌‌اندازی است و آموزه‌های یوردشاهیان در دهه 50 شکل گرفته است، علاقه مفرد شاعر به ترکیب سازی برای من جای سوال دارد. شاید این طبع روان در یک کتاب، از چشم‌ها دور بماند، اما اگر این شعرها، در یک مجلد وسیع تری انتشار یابد دچار خستگی مفرطِ مخاطب خواهد شد. زیرا شعر مدرن امروز، در ممالک دیگر به حوزه‌های وسیع تری گام نهاده، اصالت جامعه شناسی ادبیات در برقراری و توصیف روابط جامعه و اثر ادبی شکل می‌گیرد، جامعه قبل از اثر وجود دارد زیرا جامعه توسط نویسنده انعکاس یافته و بیان می‌شود. هر چند این مقایسه مع الفارق است اما آفرینه‌های یوردشاهیان در رمان به کارکردهای اجتماعی، بی نظیری می‌رسد، اما در قرائت شعرها گویی مولف با عصا راه می‌رود. یاکوبسن بین شعر و نثر تمایز قائل بود. وی معتقد بود شعر بر پایه کاربرد استعاره و نثر بر پایه کاربرد مجاز شکل می‌پذیرد، با این تعبیر می‌توان در مقیاس گسترده‌ای به تحلیل کتاب «یاسمن در باد» پرداخت، زیرا کارکرد شعر معطوف به خود پیام و قائم به ذات است، یوردشاهیان با توجه به این که در زمینه نقاشی نیز فعالیت می‌کند با تصویرسازی الفت ویژه‌ای دارد و با ظرافت خاصی ابژه‌ها را در ساختار شعر به تمکین می‌رساند و نگاه استعاری وی در عمده شعرها کارکرد استعاری دارند با این وصف به جرات می‌توان اذعان کرد شاعر به ساختن مفاهیم کلان مبادرت می‌ورزد و تخیل ناب ایشان گاه به بومی گرایی بدل می‌شود که با رنگ طبیعی واژگان، چشم را محصور می‌نماید.

بگو زخم کدام گلوله / کنار کدام کوهپایه / لب کدام جوی / بر خاکت نهاد / کاین سان در دشت سخن از تو می‌رود ص 43

از کارکردهای مهم و قابل قبول «یاسمن در باد» توجه به موسیقی و ریتم درونی کلام است شاعر با عاطفه‌ای برانگیخته از بطن کلام به نوستالژی ویژه ای دست می‌یازد و در این میان توجه به موسیقی در تقریر بسامد آوایی به تاثیر گذاری شعر، زیبایی دو چندانی می‌بخشد، اما در روایت شعر مولف دست به ارجاعات زبانی نمی‌زند و محدوده‌ای کمتری را برای جغرافیای شعر در نظر می‌گیرد.

 باد می‌ریخت برگ روی برگ / در پای درخت / زرد و زرد و زرد با غبار و خاکستر / آستانه خالی / قفلی زنگار بسته بر در / کسی با پاییز رفته بود ص 96.

فهم زبان شبیه فهم موسیقی است. زبان می‌تواند اطلاعات را منتقل كند ولی موسیقی چنین نیست اما هر دو پر معنی‌اند و مستلزم جواب‌های دقیقی برای انتقال فهم هستند؛ به انضمام تعبیر «لودیگ ویتگنشتاین» به ساد‌گی می‌توان دریافت كه شاعر علاقه خاصی به مفاهیم زیبا دارد.