تنها دريچه‌اي كافي‌ست

 

سوت زدن در تاریکیمنبع : روزنامه  شرق  سه شنبه 2۸دی 1389

«سوت زدن در تاريكي» عنوان آخرين كتاب شهاب مقربين است كه از سوي نشر چشمه منتشر شد. اين كتاب نسبتاً پرحجم دربرگيرنده سروده‌هاي اخير اين شاعر است كه بيش از سه دهه با تمام سختي‌ها و نامرادي‌ها خدمات قابل قبولي را در حوزه ادبيات به مخاطبان آگاه شعر ارائه داده است. مقربين با زباني ساده جهان پيرامونش را مي‌كاود و بدون شك يكي از شاعران مهم به شمار مي‌رود كه در رهيافت ساده‌نويسي و انگيزش شعر جوان تاثير بالقوه‌اي داشته است از اين رو چيزي كه در نگاه اول و در مواجهه با مجموعه مذكور ساده به نظر مي‌رسد، مضمون‌پردازي ساده و دوري جستن از كنش‌هاي مفهومي است كه در غايت امر، چنين برآيندي مخاطب را فريب مي‌دهد كه نوشتن چنين شعري چقدر مي‌تواند راحت باشد. اما يكي از بارقه‌هاي ويژه اين شعرها ترسيم فضاي رمانتيسمي و به كار‌گيري صحيح زبان است كه توانايي‌هايي انديشه و ذهن را به بهترين وجه ممكن در اختيار مخاطب قرار مي‌دهد.

گذشت آن زمان كه با مفاهيم پيچيده و با زباني فخيم خواننده را گيج مي‌كرديم. تفاوتِ عمده شعر با رساله فلسفي به كنش‌هاي زيباشناختي بستگي دارد، در اجراي رويداد‌هاي شاعرانه‌اي كه بتوان با يك متن ادبي چگونه ارتباط برقرار كرد تا درك بهتري از يك پديده اجتماعي داشته باشيم. كتاب «كنار جاده بنفش كودكي‌ام را ديدم» كه توانست جايزه كارنامه را در آن سال‌ها به دست آورد، مويد چنين نگاهي بود كه مقربين با ذكاوت خاصي با مخاطب خود عاشق شد، پياده‌روي كرد و از شكستن شاخه‌ها در زمستان سخن گفت؛ امري كه تا قبل از انتشار اين كتاب كمتر شاعري به آن توجه كرده بود. من فكر مي‌كنم قضاوت‌ در مورد شعر مقربين بدون مطالعه و درك جهان‌بيني او كار سختي به نظر مي‌رسد، زيرا كتاب حاضر وجه تمايزي با آثار ديگر اين شاعر دارد و آن بازنمايي حقيقت و دور شدن از انگاره‌هاي ذهني براي رسيدن به يك فضاي دلخواه در شعر امروز است، همين قاعده باعث مي‌شود اغلب شعرهاي اين مجموعه آنقدر صميمي جلوه كنند كه در خوانش‌هاي متوالي اشتراكات زيادي را در كنار هم بچينيم و مانند يك پازل در ساختن شعر سهيم شويم و اين رويكرد موثرترين مزيت براي ارتقاي متن به شمار مي‌رود و چرايي آن دست‌كم نگرفتن مخاطب و دعوت دوباره مخاطب به قرائت اثر است زيرا تغزل نهفته در بافت زبان التذاذ محسوسي را به ذهن متبادر مي‌كند. اين برآيند دنياي متلاطم ما را چنان نظم مي‌بخشد كه گويي آفرينه‌هاي مولف بخشي از تجربيات شخصي ماست كه از برابر چشم‌هايمان به آرامي مي‌گذرد.

«در قلبم نشستي / حالا انتخاب كن / مي‌خواهي تپش حيات باشي / يا گلوله‌اي» (ص 34)


مقربين در دفتر تازه‌اش در حوزه زبان كه يكي از توانايي‌هاي ذهن محسوب مي‌شود گام‌هاي بلندي برداشته است. همان طور كه از عنوان كتاب پيداست خلوت بسيار عظيمي در اين دفتر به چشم مي‌خورد. حتي شاعر در ابتداي كتاب خاطرنشان مي‌كند «شاعر اين شعرها من نيستم.» اين تنهايي همواره در شعرهاي مقربين قرابت ويژه‌اي با زيست شاعرانه او داشته چنانچه بعد از سال‌هاي متمادي درگيري اين حس نوستالژيك به يك شاخصه مهم در شعر مقربين تبديل مي‌شود كه به صراحت تمام، نشان‌دهنده المان‌هاي جامعه‌اي است كه در آن نفس مي‌كشيم. اما مولف در تعبيه كردن اين تنهايي و تعميم آن، ترفندهايي را به كار مي‌گيرد كه تمام كائنات را در آغوش مي‌گيرد. حاصل اين تفكر بنيادين بي‌شك از قعر جامعه‌اي برمي‌خيزد كه تنهايي را و دلتنگي را در وجود شاعر دروني مي‌كند. گاه مقربين اين رخوت و سرخوردگي را با سبك و سياق دلخواهش به تقرير درمي‌آورد كه آيا نگارنده اين شعرها من هستم؟ مني كه زير اين همه سكوت و تنهايي تكه‌تكه مي‌شود.


«بيا با هم خانه‌اي بسازيم / بي‌هيچ دري به بيرون / تنها دريچه‌اي كافي‌است/ تا به خيابان نگاه كنيم و بخنديم / به اين زنداني‌هاي سرگردان» (ص 48)


آنيت‌هاي شاعرانه و آفرينه‌هاي مقربين در يك لحظه اتفاق مي‌افتد و تا مدت‌هاي طولاني ذهن را درگير مي‌كند. اين بسامد و قدرت انفجاري شعرها در ارائه پيش‌فرض‌هاي دلالتي شكل مي‌پذيرد كه موجب تقابل‌سازي بين دو اصل مهم مي‌شود. زبان و تصوري كه ما از باورهاي تفكيك‌ناپذير خود داريم و عدم پيش‌بيني شعر ما را هيجان‌زده مي‌كند. در واقع اين شگرد معطوف به معناي شعر مي‌شود كه در پوسته زبان شكاف‌هايي را به وجود مي‌آورد كه برخلاف عادت و باورهاي ذهني ماست كه سطح بالاتري از واقعيت را تشريح مي‌كند. جان كيتس اين قابليت را « قابليت منفي» مي‌داند كه شاعر با سهولت با ترديدها، نامتعين‌ها، رمز و رازها مواجه مي‌شود بي‌آنكه نيازي به يافتن راه‌حل يا پاسخي قطعي براي خواننده داشته باشد. دنياي اسرار‌آميز و جهان شاعرانه مقربين آنقدر مه‌آلود و زيباست كه گاهي تمام عناصر شعرش سخن مي‌گويند بي‌هيچ منطقي كه در مخيله انسان بگنجد.

«زماني‌ست كه از كلمات خسته‌ام / گروه گروه هجوم مي‌آورند / مي‌نشينند در سرم / مثل دسته پرندگان بر سر درختي... يك پرنده خاموش اما / نه مي‌ترسد / نه مي‌رود / نه آوازش را مي‌خواند» (ص 165)


با بررسي اجمالي آثار منتشر شده از مقربين طي اين سال‌ها تمام شواهد نشان مي‌دهند ساده‌نويسي يكي از مختصات دروني‌شده مولف محسوب مي‌شود كه امروز نيز با همان قوت پيش مي‌رود. اين مقوله ذاتي يا فطري نيست بلكه برساخته هويت اجتماعي ما در چند سال اخير است، كه مبدع و ريشه آن در ارتباط موثر با مخاطب و نزديك‌ شدن به ساحت تازه‌اي در شعر شكل گرفت. دور شدن از ساده‌انگاري در بافت زبان و احياي سبك نوشتاري از چند جهت مهم به نظر مي‌رسد؛ ساخت تقابل‌هاي دوگانه و رسيدن به يك موازنه معنايي كه همان هسته حقيقي شعر خواهد بود، به عبارتي مركز و نقطه تلاقي شعرها، حركت سيال و مورب ابژه‌ها در مسير تكامل معنا به پايان مي‌رسد و اين فرآيند سهمگين ماحصل سال‌ها رنج شاعري است كه شايد هم‌نسلان مقربين آن را درك كنند.

 

نقد نوین در حوزه شعر





" نقد نوین در حوزه شعر "

به قلم دکتر  پروین سلاجقه از سوی نشر مروارید  منتشر شد.