گفت‌وگو با «حامد رحمتی» به بهانه مجموعه «مرا زیبا به خاطر بسپار»

 

دو شعر از کتاب در دست انتشار  روزنامه فرهیختگان

شعر ترکیه با جریان غریب متوقف نشد 

 حامد داراب روزنامه مغرب

اشاره : حامد رحمتی شاعر و مترجم همروزگار ماست، از او تا کنون، یک مجموعه شعر با عنوان «عکاس دوره گرد» منتشر شده است، کتابی که با استقبال خوب مخاطبان شعر روبه رو شد و البته منتقد پسند هم بود. او به تازگی مجموعه‌ای شعرهای اورهان ولی، اوکتای رفعت و ملیح جودت آندای را ترجمه و به وسیله انتشارات «بوتیمار» روانه بازار کرده. کتابی که واکنش‌های مختلف منتقدان را ب دنبال داشته است. با او درباره این مجموعه به گفت‌وگو نشستم.

 

در ابتدا خواهشمندم از علاقه‌تان به ترجمه و آنچه ترجمه شعر را برای شما الزام آور می‌کند، بگویید و همچنین بفرمایید که، نقش ترجمه شعر در ادبیات حال حاضر را چگونه می‌بینید و این امر چه تاثیرهایی را می‌تواند بر روی شعر معاصر ما بگذارد؟

در طی سال‌های فعالیتم در زمینه شعر و شاعری هموراه ادبیات سرزمین‌های دیگر را مطالعه کرده‌ام به خصوص ادبیات معاصر ترکیه را که در کمتر از صد سال جهش خیره کننده‌ای در زمینه ادبیات داستانی و شعر داشته‌اند، در ابتدا ناظم حکمت با گذر از شعر عثمانی و تخطی از قاعده‌های زمان خویش توانست فریاد آگاهی مردمان سرزمین‌اش را به گوش جهانیان برساند و امروز نام او چون ستاره‌ای بر آسمان ادبیات می‌درخشد به او حتی لقب خائن دادند از سرزمین مادری‌اش تبعید‌اش کردند و سال‌های متمادی زیبا‌ترین لحظه‌های زندگانی‌اش را، با چشم‌هایی باز به دیوار‌ها چشم دوخت که بیرق شعرش را بر چگاد آگاهی برافرازد، بعد از ناظم حکمت به عبارتی در توامان این حرکت انقلابی، نسلی بالنده به این شکوه رنگی دیگر بخشید شاعرانی چون «اورهان ولی، اکتای رفعت، ملیح جودت آندای» البته چون مجال کوتاه است نمی‌توانم از دیگر شاعران تاثیر گذار نام ببرم اما مگر می‌شود حضور اورهان پاموک را در حوزه رمان نویسی انکار کرد آثار وی به بیش از چهل زبان زنده دنیا ترجمه شده‌اند از این رو همواره با ادبیات ترکیه انس و الفت ویژه‌ای داشتم و بر این باورم که متون‌های تاثیر‌گذار که ادبیات جهان را در برهه‌ای آبستن حوادث بزرگی کرده است باید ترجمه شوند.

معرفی آرای بزرگان آموزه‌های در خور توجهی را برای نویسندگان و شاعران به همراه خواهد داشت، اگر به چگونگی سیر ترجمه در ایران توجه نمائید مشاهده خواهید کرد که آشنایی با تفکر شاعران و درک وضعیت مولفان دنیا چقدر بر بهبود کار، شاعران و نویسندگان جوان تاثیر خواهد داشت. و بعید نیست شاعران معاصر با عقبه و پیشنه‌ای که دارند دیگر بار شکوه زبان فارسی را با خلق آثاری چشم‌گیر رقم بزنند. من معتقدم به‌‌ همان اندازه که معرفی آثار و ترجمه بزرگان دیگر ممالک پر اهمیت و غیر قابل انکار است باید گوشه چشمی هم به بزرگان ادبیات خودمان داشته باشیم که خوشبختانه در تلازم این فرایند اگر کم کاری شده، نه از جانب مترجمان، بلکه از سوی مسئولان که در جهت پالایش ادبیات این سرزمین و معرفی شاعران خوش نام کوتاهی کرده‌اند. امروز در ادبیات جهان ایرانی‌ها را... بیشتر با شاعران کلاسیک می‌شناسند این در حالی‌ست که بعد از انقلاب نیما گامی مثبتی در جهت معرفی این شاعران صورت نگرفته است.

 

۰ اگر این نکته را بپذیریم که ترجمه شعر شاعرهای مختلف از کشورهای مخلف، می‌تواند برای ادبیات ما مفید باشد، از نظر شما پرداختن به شعر شاعران تاثیر گذار کشورهای همسایه راه گشا‌تر است یا پرداختن به شعر شاعران کشورهای اروپایی. به عبارتی صحیح‌تر، آیا ترجمه شعر از شاعران مثلا ترک یا عرب به رغم نزدیکی جغرافیایی و البته تعدادی بخش‌های مشترک فرهنگی قابل فهم‌تر و مفید‌تر است یا ترجمه شعر شاعران غربی با بهانه پیشرفت‌های زبانیشان؟

 

ببینید زبان ایستا نیست و همواره در حال رشد و بالندگی است، شما اگر زبان فارسی را به لحاظ در زمانی واکاوی نمایید متوجه خواهید شد از انقلاب مشروطه تا امروز شاعران چقدر توانسته‌اند راهگشا باشند این پیشرفت زبانی حاصلِ تحولات و چگونگی زندگی انسان و گستردگی یافته‌های بشر در حوزه‌های مختلف است که مختص به شعر اروپا نیست. این فرایند نیز در شعر ترکیه روندی متعالی داشته به خصوص در شعر ناظم حکمت شاهد رفتار مدرن شاعر با زبان هستیم به خصوص در کارکردهای شاعرانه جریان غریب نیز از بسیاری قاعده‌های مرسوم زبان در شعر عثمانی تخطی کرده‌اند.

اما به لحاظ اشتراکات فرهنگی قرابت فرهنگی میان شعر ترک و عرب بیشتر دیده می‌شود البته ادبیات غرب نیز شاخصه‌های روشن خود را دارد، در ادامه سوالتان باید بگویم ادبیات جهان را در جهت پالایش شعر فارسی باید خواند و ترجمه کرد و من نیز در نظر دارم یک آنتالوژی از ادبیات غرب را ترجمه نمایم زیرا هر کتاب به مثابه دریچه‌ای خواهد بود که اگر بر گستره شعر ما گشوده شود بی‌گمان تاثیرات آشکاری بر چگونگی هنر نویسش ما خواهد داشت.

ادامه نوشته

شاعران بعد از نیما حرفی برای گفتن در عرصۀ جهانی نداشته­اند

 

گفت­و­گو با حامد رحمتی دربارۀ گزیدۀ شعر مرا زیبا به خاطر بسپار (شعر غریب ترکیه)

دو شعر تازه در دانوش

علی حسن­زاده ... روزنامه  آرمان

 

حامد رحمتیاشاره: حامد رحمتی، شاعر، مترجم و منتقد. رحمتی، تاکنون، کتاب «عکاس دوره­گرد» (مجموعۀ شعر) را در حوزۀ شعر مدرن فارسی منتشر کرده است. از او در دهۀ اخیر مقالات بسیاری در زمینۀ نقد شعر در مطبوعات چاپ شده است. او به تازگی کتاب «مرا زیبا به خاطر بسپار» (شعر غریب ترکیه) را ترجمه و موسسه انتشاراتی بوتیمار آن را منتشر کرده است. انتشار این کتاب، بهانه­ای شد تا گفت­و­گویی را با حامد رحمتی انجام دهیم.

 

دربارۀ چرایی و چگونگی برگزیدن شعر شاعران مدرنی چون: اُکتای رفعت، ملیح جودت آندای و اورهان ولی­کانیک (شاعران مستقل و نو اندیش ترکیه) برای ترجمه به زبان فارسی در کتاب «مرا زیبا به خاطر بسپار» (شعر غریب ترکیه) توضیحی بفرمایید.

ـ در ابتدا می­خواستم گزیده­ای از شعرهای عاشقانه ناظم حکمت را گردآوری نمایم اما قبل و بعد از انقلاب، رویِ شعر ناظم حکمت کار شده بود و مترجمان ارزشمندی چون ثمین باغچه­بان، سید جلال خسرو شاهی، احمد پوری، رسول یونان و... اشعار این شاعر پر آوازه را ترجمه کرده بودند. ناظم حکمت، آوازۀ شهرتش مرزها را در نوردیده بود، حتی احمد شاملو به گفتۀ خویش متأثر از نگاه نافذ حکمت شعر می­سرود، منصرف شدم، زیرا شعر حکمت به خوبی در ایران معرفی شده است. از طرفی در سایت کارگاه "کارنامه" تعدادی از شاعران جریان غریب را ترجمه کردم و رویکرد اجتماعی این سه شاعر مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد، شعر نوین ترکیه با درایت ناظم حکمت آفاق را تسخیر نمود، به عبارتی می­شود گفت، پوسته شعر عثمانی را ناظم حکمت از پیله سنت رها کرد اما فرآیند متعالی این دگرگونی مرهون تلاش این سه شاعر نیز هست؛ زیرا شاعر وطن­گرایی چون حکمت با جان کلامش به اعتراض با حاکمان پرداخت؛ در هر گوشه­ای از خاک ترکیه اگر بانگ آزادی برمی­خاست، اندیشۀ حکمت، روشنگر راه پرفخامت آزادی خواهان بود. از این­رو، ناظم یا در بند بود یا در تبعید به سر می­برد. اما جریان غریب، تلاش برای بازآفرینی هنر نویسش، همگام با تحولات غرب بود. این سه شاعر از شعر ناظم نیز عبور کردند نه به آن معنا که شعر خالی و رها از تعهد باشد، بلکه فرآیند شکل­گیری جریان غریب در ادامه و تکامل شعر ناظم حکمت بود. زیرا بعد از شکل­گیری ترکیۀ نوین به دست " آتا تورک" سیر تجدد طلبی در باور شاعران آن دیار هنوز رسوب نکرده بود و اقشار مختلف فرهنگی با شعر مدرن سر ستیز داشتند و ناظم حتی تا هنگام مرگش نیز در آرای حاکمان خائنی بیش نبود. این سه شاعر با تبارشناسی و درایت در خور توجهی، آثار اندیشمندان جهان را ترجمه کردند و به شاعرانی که قلم­فرسایی می­کردند، مسیر راستین شعر را نشان دادند. این سه شاعر در تمام حوزه­ها سرآمد بودند: رمان، فیلم­نامه­نویسی، شعر و با نقدهای آتشین خود در راستای روشنگری اذهان عمومی با بحران مواجه بودند؛ چه از لحاظ مالی، چه از سوی سنت­گرایان که آن­ها را متهم به رونویسی از دست یکدیگر می­کردند. پیشنهادات جریان غریب در حوزۀ شعر مدرن، سیمای شعر عثمانی دگرگون نمود. آن­ها با شرکت در سمینارهای مختلف و خطابه­های پر شور و دعوت شاعران و نویسندگان شهیر دنیا، ادیبان ترکیه را از روند استیلایی شعر غرب آگاه می کردند. جریان غریب، کماکان در کشور ترکیه و بعد از مرگ این شاعر (اُکتای رفعت، ملیح جودت آندای و اورهان ولی­کانیک) جریانی نوگرا محسوب می­شود.

نظر شما دربارۀ ترجمه­پذیری شعر چیست؟

ـ بسیاری بر این باورند که ترجمۀ متون ادبی به لحاظ کاکردهای فرمی، زبانی، در زبان مقصد، ماهیت حقیقی خود را از دست می­دهند و این آسیب بر اغلب آثاری که ترجمه می­شود، وارد است. اما معتقدم، باید به گنجینۀ زبان مبدا تا آن­جایی که ممکن است باید وفادار بود؛ امانتداری، برگردان صحیح و انتقال پیام شاعر و ترسیم کارکردهای زیباشناختی، در گسترۀ زبانی دیگر، نمود هنر مترجم است. اما چگونگی فرهنگ مردمان آن دیار و مؤلفه­های فلکلور تأثیر فزاینده­ای در ترجمۀ شعر خواهد داشت. به عنوان مثال در شعری که کارکرد تاریخی دارد، باید مترجم تمهیدات لازم را در نظر بگیرد؛ زیرا، مخاطب در مواجه با جهان شاعر از گزاره­های موجود عبور می­کند اما دور اندیشی مترجم می­تواند در تفهیم بیشتر و تأثیرگذاری آن مؤثر واقع شود. دکتر کوروش صفوی، زبان­شناس، در کتاب"هفت گفتار در باب ترجمه ناپذیری شعر" اشاراتی روشنی به این فرآیند دارد. ایشان معتقد است، شاید مترجم نتواند معادل برخی از کلمات را در زبان مقصد آشکار سازد، و قاعدتاً به امکاناتی دیگری چون، اضافه­کردن اطلاعات، در بطن اثر، یا به صورت پانویس متوسل شود، که در نهایت توجه مخاطب به پانویس، و تفسیر متن به ورطۀ دیگری از زبان کشیده خواهد شد. از طرفی، مترجم، نمی­تواند کلیت متن مبدا، یا شاکلۀ کلی آن را دست مایه خویش سازد؛ زیرا در چنین فرآیندی اقتباس مطرح خواهد شد، نه ترجمه؛ اما به زعم من، شعر هنری زبانی است، باید مترجم به تمام عناصر هستی­دهندۀ شعر توجه نماید تا شاخصه­ای متفاوت را، در زبانی دیگر به علاقمندان ادبیات معرفی نماید. تاریخچۀ ترجمه در ایران پیشینۀ دوری دارد و باید به گنجینه­های تفکر شاعر که دست به قلم می­برد، احترام گذاشت. در طی این سال­ها، بسیاری از متون ادبی ترجمه نشده­اند. در ترجمۀ شعر، مترجم نمی­تواند تمام شاخصه­های رمان را آن­طور که بوده انتقال دهد؛ زیرا، ظرائف شعری کمی دست و پاگیراند و شاخصه­های معنایی همواره در نوسان ویژه­ای به سر می­برند. در ترجمۀ آثار سرداران جریان غریب، گاه برای کلمات معادل نمی­یافتم و به مدد تجارب شاعرانه در طی سال­های فعالیتم، می­توانستم فائق شوم؛ زیرا این سه شاعر، تجربۀ جنگ جهانی را داشته­اند و شعرشان سرشار از موتیف­ها و خصیصه­های رمانتیسم است، و این غرابت ویژه و اشتراکات فرهنگی در شعر ایران و ترکیه برایم بسیار جذاب بود.

ادامه نوشته

جنگ، عشق و انسان در جریان شعر غریب        کوروش شیوا

 

حامد رحمتی

منبع : کتاب هفته  Page 13

سال 1923جمهوری ترکیه با آتاتورک چرخش گسترده ای را در حوزه های مختلف آغاز کرد. حتی خط نوشتاری آن کشور به لاتین تغییر یافت. به فراخور دگرگونی ها، ادبیات آن هم بنابر روحیه تجددخواهی آبستن وقایع جدیدی شد. ازاین رو جریان شعرغریب با اکتای رفعت، ملیح جودت آندای و اورهان ولی کانیک که دوست بودند، در اواخر نیمه نخست قرن بیستم شکل گرفت. نزدیک شدن زبان شعر به زبان روزمره، همگام شدن با سیر تجدد در ادبیات غرب و دوری از آرایه های مرسوم و رهایی شعر از سنت اتفاقی بود که با انتشار کتاب "غریب" در سال 1941 از سوی این سه شاعر به حرکتی تازه برای سرودن در قالب های آزاد، با زبانی ساده در موضوع های گوناگون تبدیل شد که با آثار دیگر و ترجمه گزیده شعرهای اروپا ادامه یافت. کتاب "مرا زیبا به خاطر بسپار" گزیده شعرغریب ترکیه، به تازگی از سوی انتشارات بوتیمار و با ترجمه حامد رحمتی منتشر شده است. کتاب حاضر به سه دفتر "یک جفت مرغ دریایی" اثر اکتای رفعت، "تنهایی یک تلگراف خانه" اثر ملیح جودت آندای و "عموی خوبم هیتلر" اثر اورهان ولی کانیک اختصاص دارد که با هجو و طنز آمیخته اند. با رحمتی که از او سال 89 مجموعه شعر "عکاس دوره گرد" به چاپ رسیده بود، درباره این کتاب گفت و گویی داشتیم که می خوانید.

 در گفت و گو با حامد رحمتی، شاعر و مترجم عنوان شد... کوروش شیوا

دلایل انتخاب عنوان "غریب" از جانب این سه شاعر و تبدیل آن به یک جریان شعری چگونه اتفاق افتاد؟

عنوان "جریان غریب یا جدید اول" نه تنها عکس‌العملی نسبت به  شعر سنتی و قواعد دست و پا گیر ادبی بود بلکه حتی تلنگری به جریان های مرسوم و عادت زده داشت. این جریان با تخطی از قاعده روزمره، زبان شعر را به وادی گفتار کشاند و عوالم روزمره را به زبان ساده ای مطرح کرد. به عبارتی دیگر، این سه شاعر که تجربه جنگ جهانی دوم را نیز داشتند، تصاویر گویا و دردناک جنگ را نیز با نگاه استعاری و آیرونیک به تقریر درمی آوردند که بعدها جریان غریب با استقبال شاعران جوان، طرفدران زیادی یافت که کماکان به جریانی نوگرا در کشور ترکیه مشهور است.


تفاوت نوع نگاه این سه شاعر با ناظم حکمت که خودش نوسرا بود، در چیست؟

ناظم حکمت پوسته شعر عثمانی را شکافت اما فرآیند این روشنگری مسیر پر فخامت شعر آن دیار را نپیموده بود. او به گواه طنین شعرهایش یا در زندان بود، یا در تبعید. دشمن ستیزی با شعر حکمت تمامی نداشت، زیرا بانگ آزادی اش بر چکاد آگاهی و شعور پژواک عظیمی داشت که در نهایت مجبور شد از طریق دریای سیاه به کشور روسیه بگریزد تا تن به خدمت سربازی اجباری ندهد. نوگرایی در شعر ترکیه با گام های بلند حکمت آغاز شد اما در ادامه این سه شاعر با انتشار بیانیه ها و کنفرانس های پر بار شعر و ترجمه راستین ادبیات غرب، توانستند سیمای شعر را دگرگون کنند. اورهان ولی کانیک در مقدمه کتاب "غریب" هر جامعه مستعد را پذیرای دگرگونی و نوگرایی می داند. این سه شاعر معتقد بودند که شعر نباید به قشری خاص اختصاص داشته باشد، بلکه هنر راستین باید تمام اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. تفاوت عمده و روشن این سه شاعر در لحن و زبان شعر آنها مشهود است. آن غلظت وطن گرایی و مبارزه کمتر در شعر این سه شاعر دیده می شود. اگر به بیانیه جریان غریب نظر بیفکنیم، متوجه خواهیم شد که بیشتر به خلاقیت و بازآفرینی شعر و چگونگی هنر نویسش نظر دارند و یکی از بارقه های این فرآیند خصیصه های بارز رمانتیسیسم است که نگاه تازه ای به جهان دارد و شعر را از دریچه ای می نگرد که آغشته به مضمامین زیبا شناختی است. اما شعر ناظم حکمت بیشتر رنج انسان معاصر را به تصویر می کشد و مضامین انقلابی در شعرهایش موج می زند. خودش می گوید: «در شعر از عشق، صلح، انقلاب، زندگي، مرگ، شادي، اندوه، اميد و نااميدي سخن مي گويم. مي خواهم هرآنچه که ويژه انسان است، ويژه شعر من نيز باشد». به زعم من مشترکات عدیده ای در شعرهای این شاعران دیده می شود اما چون شاعران غریب یک قدم جلوتر از ناظم حکمت بودند، رویکردهای شعر مدرن بیشتر در آثارشان مشاهده می شود.

 

ادامه نوشته

شعر« غریب» معاصر با ظهور نیما در شعر فارسی است

 

 

حامد رحمتیفاطمه گودرزی زاده
منبع:
روزنامه ملت ما

۱_ در همين اواخرشما دست به ترجمه شعر سه تن از شاعران تركيه تحت عنوان جريان شعر غريب زده‌ايدكه نام اين مجموعه «مرا زيبا به‌خاطر بسپار» است، مايلم درباره مولفه هاو مشخصه‌هاي جريان غريب كمي صحبت نماييد؟

 جريان غريب نوعي واكنش به جريان مرسوم و عادت‌زده تركيه است، «ناظم حكمت» به عنوان يك بنيانگذار بلامنازع گام‌هاي بلندي درجهت پويايي شعر نو در تركيه برداشت، اما شعر عثماني پذيراي اين دگر ديسي نبود فرايند سياسي اجتماعي تركيه و حساسيت‌هاي موجود بر شعر انقلابي« ناظم حكمت»باعث شد شاعري چون وي عمر گران بهاي خويش را در تبعيد يا زندان سپري نمايد از اين  رو موج انقلابي در اذهان عمومي به شكل بايسته‌اي دميده نمي‌شود و لازمه اين كنش رهبري اين جريان بود رهبري جريان غريب در تركيه به عهده‌اين شاعر و دوست ديرين بود كه با گذران دوران طلايي آمده بودند پوسته شعر سنتي تركيه را متلاشي كنند،

«كتاب مرا زيبا به‌خاطر بسپار» گزيده‌اي از شعر غريب تركيه است كه تلاش اين سه شاعر ( اورهان ولی کانیک ، اکتای رفعت ، ملیح جودت آندای ) را نشان مي‌دهد كه با تمام سخت‌جاني‌ها و نامرادي‌ها سرانجام توانستند مسير شعر تركيه را دستخوش اتفاق‌هاي نادري نمايند كه از اين رهگذر توجه جهانيان را بار ديگر به سوي كشور تركيه جلب نمايند، اين سه شاعر با اجراي سمينارهاي مختلف، نوشتن بيانيه و به هزل گرفتن اشعار شاعراني كه نمي‌خواستند اين فرايند انقلابي را بپذيرند ونيز با ترجمه شاعران سرشناس غرب اقشار مختلف جامعه را از روند و سير تجدد غرب آگاه مي‌كردند.اگر به پرونده شاعران غریب توجه كنيد متوجه خواهيد شد آنها با واكاوي آثار شاعران سرشناس جهان و دروني شدن چقدر تلاش كرده‌اند با اين‌كه آنها به لحاظ مالي نيز دشواري خاص خود را داشتند«عابدين دينو» نقاش معاصر تركيه آثارش را به اورهان ولي هديه كرده بود اما وي با فروش اين آثار پول به دست مي‌آورد تا بتواند مجله‌اي به نام«yaprak » را منتشر نمايد. مولفههای جریان: نزديك شدن زبان شعر به زبان روزمره و محاوره‌، همگام شدن با سير تجدد در ادبيات غرب و دوري از آرايه‌هاي مرسوم و رهايي شعر از پيله سنت، از خصيصه‌هاي جريان شعر غريب است.

2_ جريان شعر غريب در چه نسبتي با شعر مدرن فارسي قرار دارد؟

شعر غريب معاصر با ظهور نيما در شعر فارسي است، اين جريان بيش‌تر به جريان ساده نويسي در كشور طعنه مي‌زند با اين تفاوت كه آنها اين فرايند را در شعر «ناظم حكمت» نيز تجربه كرده‌اند. البته شعر ساده‌اي كه به هيچ عنوان به معناي واقعي كلام ساده و ساده انگارانه نيست بلكه مي‌توان در اعماق مضامين آن به كشف‌ها وشهودهاي بكر و عيني رسيد، كه برآمده از تقابل‌هاي ديالكتيكي است كه بيش‌تر صبغه اجتماعي سياسي دارد زيرا اين سه شاعر تجربه جنگ جهاني دوم را نيز دارند و شاعران اين جريان تحت تاثير فضاهاي عاطفي خاص و انساني جنگ را تقبيح مي‌كند، مي‌توان این رويكرد را به خوبي در آثار آن ها تشخيص داد. همان‌طور كه در مقدمه ترجمه«مرا زيبا به‌خاطر بسپار» نيز اشاره كرده‌ام ، دغدغه‌هاي شاعران غریب، دوري جستن از زبان معيار و نزديكي به زبان محاوره است... فكر مي‌كنم جريان غريب اندك تشابهي با جريان ساده نويسي كه اين روزها در محافل ادبي ايران بسيار مطرح است، دارد.

ادامه نوشته

گفتگو

 

منبع : مجله ارمغان فرهنگي

 

دكتر پروین سلاجقه منتقد و نویسنده ایرانی 1 اردیبهشت 1340 خورشیدی در بافت كرمان متولد شد و هم اكنون در تهران سكونت دارد. او ضمن تدریس در رشته ادبیات فارسی دانشگاه به نگارش نیز مشغول است. از جمله آثار او می‌توان به كتاب‌های« امیرزاده‌ی كاشی‌ها»نقد اشعار شاملو، «از این باغ شرقی» نظریه‌های نقد شعر كودك و نوجوان، «صدای خط خوردن مشق »بررسی ساختار و تاویل آثار هوشنگ مرادی كرمانی،« در آمدی بر زیبایی شناسی شعر» در زمینه معانی و بیان، «قصه تالاب» داستان برای كودكان و نوجوانان، « بنفشه كوچولو» داستان برای كودكان و نوجوانان ، «دنیای قشنگ پوپو » داستان برای كودكان و نوجوانان. سه كتاب « امیرزاده‌ی كاشی‌ها»، «از این باغ شرقی» و «قصه تالاب» توانسته‌اند جوایز متعددی در زمینه نویسندگی و نقد برای وی به ارمغان بیاورند. وی هم اكنون (سال1388) در حال نگارش و آماده سازي «مجموعه مقالات درمورد شعر» نقد اشعار "فروغ فرخزاد" و "موتیف، نماد و نشانه" است.

 

 

ح.ر كتاب امير زاده ي كاشي ها به چاپ دوم رسيد اين در حالي ست كه ادبيات امروز كشور با بحران مواجه است و همانطور كه تجربه نشان داده مردم ما اصولن اهل خواندن نيستند چه برسد به كتاب و كتاب خواني؟

 

متاسفانه ادبيات امروز ما در چندين وجه با بحران مواجه است ... بحران مخاطب ، بحران مولف ، بحران نقد،  بحران نشر ، نوشتن دشوار است و بايد برايش بها پرداخت خصوصا نوشتن جدي ، يك مولف بايد با همه ي اين موارد مبارزه كند  تا اثر خود را به سامان برساند و بعد از آن منتظر پاسخ بماند. اما وقتي پاسخ نمي گيرد تناسبي بين داده ها و گرفته ها ايجاد نمي شود.هرچقدر اثر جدي تر باشد اين مشكلات بيشتر و پيچيده تر است. بنابراين براي مولفان انگيزه اي قوي وجود ندارد كه خود را با كارهاي جدي در گير كنند ، در واقع جدي نوشتن در كشور ما به جرياني قابل قبول و حرفه اي تبديل نشده است، فقط گاهي شگردهاي فردي براي تاليف اين گونه كتاب ها از افراد سر مي زند كه نوعي خطر كردن است . بحران مخاطب در پاسخ ندادن به نوشتار جدي يكي از مهم ترين مشكلات در بين اين موارد است زيرا عدم استقبال از اين گونه آثار سرمايه ي ناشران را هم به خطر مي اندازد و نتيجه منجر مي شود به بحران نشر.در اين صورت ناشران يا اين گونه آثار را چاپ نمي كنند يا مولف را مجبور به تقليل كيفي و كمي آثار يا پايين آوردن سطح نوشتار يا عوامانه نويسي مي كنند. راه هايي كه بتواند كتاب را به فروش برساند. در اين ميان وضعيت كتاب هاي نظري و پژوهشي از همه بدتر است.آن ها مثل يك غريبه وارد بازار مي شوند هيچ كس آن ها را نمي شناسد مگر اين كه نويسنده هايشان در طول زمان با جان كندن براي خود معروفيتي دست و پا كرده باشند يا آشنايي،  كسي در مطبوعات يا محافل نقد و بررسي كتاب داشته باشند تا نامي از كتاب آن ها برده شود. گاهي به نظر مي رسد در اين زمينه با نوعي مافياي مطبوعاتي در زمينه ي تبليغ و معرفي كتاب ها روبه رو هستيم.هر روزنامه ي براي خود تعدادي از افراد را به نام خودي و تعدادي را به نام بيگانه دارد.حساب كسي كه براي همه ي آن ها بيگانه تعريف شود روشن است. بايد براي هميشه دور نوشتن را خط بكشد.  اگر به تيراژ كتاب هاي تحقيقي و پژوهشي و تعداد چاپ هاي آن ها  كه در چند سال اخير منتشر شده توجه كنيد و آن ها را با كتاب هاي بازاري و عوامانه مقايسه كنيد به سادگي به عمق فاجعه پي مي بريد.  همانطور كه مي دانيد ادبيات جدي و داراي عمق را در ايران  در حال حاضر افراد كمي دنبال مي كنند.كساني كه همه ي اين مشكلات وبي مهري ها را به جان مي خرند وكار مي كنند،  به اين واقعيت تلخ آگاهند كه مردم ما كتاب خوان نيستند و به قول مسوولين كتاب در سبد خانوار و غير خانوار جايي ندارد. خب به هر حال همه ي اين ها و مشكلات ديگري كه سرراه نوشتار جدي وجود دارد و پرداختن به آن ها از حوصله ي اين بحث خارج است روي هم بحران وضعيت را به وجود آورده اند. همه ي اين ها را گفتم كه بگويم امير زاده ي كاشي ها در چنين شرايطي به چاپ دوم رسيد و خوشبختانه مورد استقبال و قبول جامعه ي فرهنگي واقع شد... پس حق ندارم زياد ناراضي باشم.

 

ادامه نوشته

آلمانی‌ها ادبیات ما را جدی نمی گیرند

 

 

منبع : وازنا

این گفتگو در سایت نشر: ثالث 

            و روزنامه فرهنگ آشتی 

 

محمود فلكي  متولد 1330 (1950) رامسر فعاليت ادبي اش را آغاز كرد. در ايران در رشته هاي شيمي و علوم كتابداري تحصيل كردو ويراستار دانشگاه آزاد ايران در تهران بود. وي به آلمان مهاجرت كرد و در آنجا در رشته هاي زبان و ادبيات آلماني و ايرانشناسي تا مقطع فوق ليسانس تحصيل كرد و دوره دكترا در ادبيات آلماني را گذراند. فعاليت ادبي فلكي پهنه هاي شعر، داستان ،و نقد و پژوهش را در بر مي گيرد و تا كنون نوزده عنوان كتاب از او منتشر شده است. دو مجموعه شعر و داستان و رمان "سايه ها"ي او به زبان آلماني و پاره اي از شعرهايش به زبان انگليسي و سوئدي انتشار يافته اند.فلكي اكنون در Volkshochschule هامبورگ زبان و ادبيات تدريس مي كند. 

 

 ح.ر. آقاي فلكي اگر موافق باشيد در مورد شعرهايتان صحبتي داشته باشيم شعر" آخرين قطار " جزو معدود شعرهاي درخشاني بود كه در بين آن همه شعر مرا در گير كرد، اين شعر داراي شاخصه هاي سوررئاليسمي بود و عجين شدن انديشه شما حركت رو به رشدي را در شعر به وجود مي آورد به طوري كه جغرافياي كلام شما بسيار رنگين مي شود و فرم شعر در تناسب اجزا و كنش دروني زبان ازنمود ديالكتيكي برخوردار مي شود و در نهايت امر مخاطب را با شعري ساده اما متناقض مواجه مي كند... در برخي از شعرهايتان گرايش شما در پي ارائه مفهوم در وراي زندگي واقعي است آيا شما با من موافقيد؛ شعر امروز در برگيرنده ي حالات و خلجان هاي انساني ست كه ديگر از آن مفاهيم سخت دوري مي جويد؟

 

م.ف. خیلی ممنون که سرانجام به شعر خودم پرداختید. خوشحالم که یکی از شعرهایم مورد پسند شما واقع شد. در این پرسشتان به دو نکته می‌پردازم که بسیار مهم هستند: 1. نوشته‌اید: " در شعرهاي ديگرتان گرايش شما در پي ارائه مفهوم در وراي زندگي واقعي است. یکی از ضعف‌های نقد و تئوری ادبی در ایران این است که بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم، نارسا و ناهنجار به کار گرفته می‌شوند. با عرض معذرت باید بگویم که شما هم اینجا همین کار را کردید. "مفهوم" یک کارکرد ِ زبانی- اندیشگی است که "ورای زندگی واقعی" نمی‌تواند وجود داشته باشد. هر سخن، هر شعر یا نوشته نمی‌تواند جدا از مفاهیمی که در پیوند با زندگی هستی ِ ویژه‌ی خود را می‌یابند، پدید بیاید. پس هر شعر (با هر بُن‌مایه یا ساختاری) دارای مفاهیم ِ ویژه‌ی خود است که تنها در "زندگی واقعی" می‌تواند شکل بگیرد. اما برخی از شعرها در پیوند با مناسبات ساده‌ی زندگی و گله‌گزاری‌های روزمره مفهوم می‌یابند و برخی دیگر در پیوند با مفاهیمی که می‌تواند جنبه‌ی فلسفی یا روانشناختی و... داشته باشد، شکل می‌گیرند. ولی همه در ارتباط با همین زندگی واقعی پدید می‌آیند.  بسته به شاعر، همه‌ی این مفاهیم (از هر نوعش) می‌تواند در این یا آن زبان، ساختار یا شیوه حق حیات بیاید. از این زاویه فکر می‌کنم منظورتان این باشد که شعرهای من کمتر با مناسبات ساده و روزمره‌ی زندگی پیوند دارد. اگر چنین است می توانم در مجموع به شما حق بدهم. من براین باورم آن‌چه که امروز شعر فارسی کم دارد، "اندیشه" است. جامعه از خردگریزی یا بی‌خردی اشباع شده و شعری که خود را در راستای بی‌خردی و بی‌معنایی هموار می کند در همین فضای عمومی و مسلط جامعه قرار می‌گیرد و نادانسته همگام با آن حرکت می‌کند و نمی‌تواند شعر پیشرو باشد. شعر پیشرو شعری است که جهان تازه‌ای به جامعه ارایه می‌دهد، نه اینکه در پریشانی ِ گفتارِ عمومی سهیم شود. منظورم از شعر ِ اندیشه، پیش‌اندیشی و مفهوم‌گرایی یا شعارهای سیاسی- اجتماعی نیست. شاید بهتر باشد بگویم "اندیشه‌ی شعر"، که شعر را از ابزار شدن فرا می‌برد و فلسفه را در وجودش، ویژه‌ی شعر می‌کند، نه اینکه بر شعر سوار شود. 

 

 

2.  شما "هیجانات و خلجان‌های انسانی" را که چیزی کلی است و ارزش ویژه‌ای را برنمی تاباند در برابر "آن مفاهیم" قرار داده‌اید. حالا "آن مفاهیم" هرچه که باشد (من از دیدگاه خودم درباره‌اش توضیح داده‌ام) اولن اینکه "انسانی" هستند، آن هم مربوط به انسانی که نمی‌خواهد مثل عموم یا عامه باشد یا بیندیشد؛ دیگر اینکه دوری جستن شعر امروز از "آن مفاهیم" یا اندشه‌ی ژرف‌تر، همانگونه که گفتم، برمی‌گردد به جامعه‌ای که از خِرَد  دوری می‌جوید، چون از آن می‌ترسد؛ می‌ترسد که خِرَد، بنیاد اندیشه‌اش را به پرسش بکشد و حیاتش را به خطر بیاندازد.  

 

   تهيه و تنظيم : حامدرحمتي و  علي ثباتي

 

 

ادامه نوشته

گفتگویی با احمد پوری

 

حامد رحمتی احمد ÷وریآقای پوری لطفا ً، برای آغاز گفت‌و‌گو، مختصری از فعالیت خود را به عنوان مترجمی موفق بفرمائید مسلما ً برای بسیاری از دوستان كه به‌طور جدی آثار شما را دنبال می‌كنند باید جالب باشد كه چه‌گونه وارد این وادی زیبا شدید؟

 

پوری: راستش را بخواهید اصلا ً خیال نداشتم مترجم شوم. همیشه فكرمی كردم داستان‌نویس خواهم شد. چندین داستان كوتاه در مجلات ادبی آن زمان، یعنی حدود سی سال پیش نوشته بودم. اما به عللی یك وقفه‌ی نسبتا ً طولانی در كار ادبی‌ام پیش آمد و زمانی كه دوباره به سوی آن برگشتم احساس كردم توان نوشتن داستان در من به تحلیل رفته. به سوی عشق دیرین خود یعنی شعر رفتم. خوب شاعر هم نبودم و ظاهرا ً راهی نمانده بود جز بازسرایی شعر دیگران. این كار را با اعتماد كمی آغاز كردم اما تشویق مخاطبین وادارم كرد كه جدی‌تر به این كار بپردازم و این قصه ادامه یافت تا امروز.

 

از التذاذ خوانش و ترجمه‌ی متن صحبت به میان آمد، به نظر شما ترجمه‌ی یك اثر ادبی، به‌ویژه بگوئیم "شعر" به گنجینه‌های اسرار آمیز آن صدمه نمی‌زند،آیا مترجمی كه با جسارت سراغ متن می‌رود در احیای نام شاعر و شعر او چه‌قدر سهیم می‌شود؟

پوری: بحث ساده‌ای نیست. باید تكلیف خیلی مقدمات روشن شود تا بتوان به نتیجه رسید. اگر فرض كنیم مترجم در ترجمه‌ی شعر موفق بوده است آن وقت می‌شود گفت كه در طرح نام و ارزش كار شاعر سهم قابل ملاحظه‌ای خواهد داشت چرا كه توانسته است او را با جمع بزرگ‌تری از انسان‌ها در زبان و فرهنگی دیگر آشنا كند.

 

اين گفتگو در سايت وازنا

 

 

ادامه نوشته

گفتگويي با ميرزا آقا عسگري پيرامون شعر مهاجرت

 

 

           

 

حامد رحمتی : «فردا اولین روز دنیاست» در سال ١٣٥٤ منتشر شد اما در دهه‌ی شصت توانستید خودتان را به عنوان شاعری تمام‌عیار و حرفهای مطرح كنید در كنار شاعرانی چون شمس لنگرودی و سید علی صالحی... که با شما هم دوره بودند . آیا قبول دارید در طی آن سالها شعر شاملو تأثیرات محسوسی بر شعر شما و دیگر شاعران داشته است؟

 

 

میرزا آقا عسگری مانی : مسلما ً شعر دیگران بر من و بر ما تأثیر داشته است. از نظر زمانی، ما فرزندان آنها بودیم.  از نظر ادبی هم. ما جوانان سی چهل سال پیش، شعر امروز ایران را با شعر و نظرهای آنان شناختیم. آنها هم از پیشینیان‌شان آموخته بودند و در آغاز تحت تأثیر نسلهای قبل از خود بودند . آنها در آغاز الگوی ما بودند. این، طبیعت بشر است. شما یک شاعر یا نویسنده را به من نشان بدهید که در آغاز کارش از شاعران و نویسندگان دیگر تأثیر و الهام نگرفته باشد. اما گذشت زمان، گسترش یافتن دید و تجربه، عمیقتر شدن آگاهی، و شناخت بیشتر ادبیات و زبان، به‌تدریج هر شاعر و نویسندهای را به سوی خودبودگی و استقلال میبرد. من در جوانی و آغاز کار شاعری از چهار شاعر خوب ایرانی: شاملو، فروغ، سپهری و نادرپور تأثیر گرفتم. از نادرپور و سپهری «تصویر شعری»، از فروغ سادگی و بی شیله‌پیلهگی، و از شاملو نگاه اجتماعی و زبان استوار را آموختم.

 

 

این گفتگو را بدون سانسور در این آدرس بخوانید

 

 

 

ادامه نوشته

گفتگو با دکتر پروین سلاجقه

 

 

 

 

 

ارزیابی شما از نقدی که در غرب ارائه می‌شود چگونه است؟ متأسفانه یا خوشبختانه این متون ترجمه‌ای، از بدو ورود به کشور طرفداران زیادی داشته است به نظر شما خلاقیت منتقدان ِ ادبی در طی این سال‌ها محدود نشده است؟

 

 

پ س: واقعیت این است که من از کتاب‌های ترجمه شده در زمینه‌های نظری و نقد ادبی بهره‌‌‌‌ی زیادی برده‌ام بدون تردید آن چه امروزه نقد نظام‌مند وعلمی نامیده می‌شود به‌طور عمده مبتنی بر آرای نظریه‌پردازان غربی‌ست هر چند در کشور خودمان در دوره‌هایی از تاریح بحث‌های پراکنده‌ی نظری در باب ادبیات به‌ویژه در شعر داشته‌ایم (به ویژه در دوره‌ی معاصر) اما این بحث‌ها به جز در نظریه‌ی بیان کلاسیک (که آن هم به نحوی تحت تأثیر اندیشه‌های ارسطو است) به شکل روش‌مند و سازمان‌یافته ارائه نشده‌ است وبیشتربه صورت نوعی سخن نظری باقی مانده‌ است. امروزه هرکسی که کم و بیش با مقوله‌ی نقد ادبی آشنایی داشته باشد می‌داند که بدون تکیه بر نظریه نمی‌توان در نقد به جایی رسید و نقد، بی‌پشتوانه‌ی نظریه، سخنی ذوقی بیش نیست به هرحال وقتی که در داخل کشور نظریه‌پرداز ادبی نداریم جز استفاده از متون ترجمه چاره‌ای نیست از طرفی، به نظر من آن‌چه مربوط به یافته‌های علمی  و دانش بشر است شرق و غرب ندارد، "انسانی" و "جهانی"‌ست به هر حال استفاده از کتاب‌های نظری که در سال‌های اخیر به دست مترجمان ارزشمند کشورمان ترجمه شده‌ است، نه تنها خلاقیت منتقدان ما را کم نمی‌کند بلکه باعث خلاقیت آن‌ها می‌شود و روش شناسی نقد را به آن می‌آموزد و در نتیجه بر پویایی نقد در کشور ما تأثیر می‌گذارد که بدون تردید نتیجه‌اش در سال‌های آینده به نفع ادبیات ما تمام می‌شود.

 

 

گفتگو با دکتر سلاجقه در وازنا

وبلاگ دكتر پروين سلاجقه

اين گفتگو در سايت صحنه ها

 

ادامه نوشته

گفتگو با حافظ موسوی

 

 

 

کتاب چهره‌های قرن بیستمی که به مهدی اخوان‌ثالث اختصاص داشت فصل تازه‌ای در کارنامه‌ی ادبی شماست. آیا کتاب‌های دیگری در زمینه‌ی پژوهشی در دستور کار شما قرار دارد

این کتاب بر مبنای سفارش بابک تختی، مدیر نشر قصه نوشته شد. بعد از این هم بابک به من پیشنهاد کرد که یا مشخصاً یا با همکاری آقای شمس لنگرودی شاملو را هم بنویسیم. هم من و هم آقای شمس مقداری از کار را انجام دادیم، اما هیچ کدام‌مان فرصت نکردیم که آن کار را به سرانجام برسانیم.

من مباحث نظری و نقد ادبی را به طور جدی دنبال می‌کنم. حدود سی، چهل مقاله در این زمینه دارم که بعضی از آن‌ها درمطبوعات چاپ شده‌اند. امسال قصد داشتم تعدادی از آن‌ها را بازنویسی و مرتب کنم تا به صورت کتاب منتشر شود اما متأسفانه مشغله‌های جورواجور مانع این کار شد. بازار بد کتاب هم مزید بر علت است. وقتی شما چندین ماه یا چندین سال روی یک کتاب یا موضوع پژوهشی کار می‌کنید طبیعتاً انتظار دارید که از محل فروش آن دست کم به اندازه‌ی حقوق یک کارمند صفر کیلومتر، حق‌التألیف در یافت کنید تا از گرسنگی نمیرید. در حال حاضر هیچ چشم‌انداز روشنی برای این جور کارها وجود ندارد.

 

 این گفتگو در سایت وازنا

این گفتگو در سایت مانی ها

این گفتگو در سایت صحنه ها 

ادامه نوشته

گفتگو با ماندانا زندیان به همراه چند شعر

 

از آثار و نوشته های آتی خود بگوئید چه کتاب هایی را در دست انتشار دارید و در طی این سالها کدام طیف از مخاطبان را بیشتر مدنظر داشته اید؟

 

 چند ماهی ست  که یک همکاری جدی با موسسه ی کتاب های گویای لس آنجلس شروع کرده ام این موسسه آثار با ارزش ادبیات کلاسیک و مدرن ایران را به صورت کتاب گویا منتشر می کند من این اقبال بلند را داشتم که رمان "سووشون " خانم سیمین دانشور را به صورت کتاب گویا اجرا و ضبط کنم که همین یک هفته پیش منتشر شد چند روز دیگر هم اجرای اجرای رمان "سگ وزمستان بلند را شروع می کنم در زمینه ی شعر خوشبختانه به وضعیت سفید رسیده ام تنش ها و نا آرامی ها و النهاب های غالبا نوستالژیکی که در وضعیت قرمز بود همانجا تمام شد مثل یک حرفی که بایدبزنی تا بتوانی از آن رد بشوی و بروی دنبال بقیه ی زندگیت.چندی ست که شعرهای کوتاه و آرامی می نویسم بیشتر عاشقانه من در شعر هرگز به مخاطب فکر نمیکنم مخاطب من خود شعرم است یک دوست بسیار خوب و صمیمی و قابل اعتماد که من می توانم با هرزبانی که می خواهم برایش از ناگفته ترین درونیاتم حرف بزنم در مقاله هایم تا حدودی زیادی همینطورم فقط بعضی وقت ها حین ویرایش مقاله به مخاطبی خارج از خودم و نوشته ام فکر می کنم.   

 

 

ادامه نوشته

گفتگو با بهزاد خواجات پيرامون شعر هفتاد

 

 

1 _ آقای خواجات ، در دهه ی هفتاد شاعران زیادی مبادرت به انتشار مجموعه های خود کردند و به ناچار جریان های متفاوت و حتا متعارضی شکل گرفت که هنوز هم درباره ی آن سخن می رود . شما این جریان ها را چگونه ارزیابی می کنید ؟

 

ج _ من بارها عنوان کرده ام که فهم شعر دهه ی هفتاد بدون در نظر گرفتن بستر تاریخی آن عملا بی نتیجه خواهد ماند . به گمانم این دهه یک بزنگاه مهم برای شعر امروز ایران بوده و رفتارهای اجتماعی و جمعی به تجهیز و بلکه تکمیل این جریان کمک بسیار کرده است و این همان نکته ای است که می تواند معیار و ملاکی مطمئن برای اصالت یک جریان تلقی شود : نتیجه بودن و نه استنتاج های تئوریک و وهمی برای ابداع یک جریان . از این منظر که بنگریم هر جریانی ، آغاز و اوج و فرود خود را خواهد داشت و این قاعده چیزی از نقش تاریخی آن در روند شعر امروز نمی کاهد ، کما این که امروزه هیچ جریان شعری مدافع استمرار شعر رمانتیک نیست اما آیا می توان از نقش مهم شعر رمانتیک - به ویژه در دهه ی سی و اوایل چهل - در ارتباط گیری مخاطبان با شعر نوآمده ی امروز چشم پوشید و یا آناتومی سیاسی – اجتماعی دوران را در آن به عینه ندید ؟

شعر دهه ی هفتاد از حیث تکثر و تنوع با هیچ دوره ی شعر امروز قابل مقایسه نیست و از قضا همین تنوع ، شائبه ی جریان گرایی و محفل گزینی را از این شعر دور می کند . این شاعران در حرکت از مبداء اشتراک های زیادی داشتند اما در رسیدن به مقصد هر کس راه خود را می رفت . شعری که مجبوریم اصطلاح " دهه ی هفتاد" را برایش بپذیریم و از اصطلاح " شعر پست مدرنیستی " پیراسته اش کنیم ، نبضش در یک اصل مهم و بناچار می تپید و آن هم خودتکانی شاعران بود از کلان انگاری و کلان گویی در قبال هستی و جامعه و این اصل در تمام اندام شعر ( صور خیال ، زبان ، معنا و ... ) خود را به رخ می کشید والبته بدیهی است که تمام این شاعران در کار خود موفق نبودند .

 

اين گفتگو در سايت وازنا

 

 

ادامه نوشته