خبر



چند شعر در ویژه نامه روزنامه اطلاعات

منبع : خبرگزاری مهر


مجموعه شعر حامد رحمتی با نام "عکاس دوره‌گرد" برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد فرستاده شد. حامد رحمتی از فعالان مطبوعات ادبی و منتقد در گفتگو با خبرنگار مهر از چاپ نخستین مجموعه شعرش خبر داد و گفت: چند روزی است مجموعه شعر "عکاس دوره‌گرد" که قرار است انتشارات آهنگ دیگر آن را منتشر کند برای دریافت مجوز به ارشاد داده شده است. وی ادامه داد: در این مجموعه پس از مشورت با شمس لنگرودی، حافظ موسوی و شهاب مقربین 40 شعر سپید آمده است که به دلیل بوم مایه تصویری شعرهای کتاب تصمیم گرفتم نام آن را "عکاس دوره‌گرد" بگذارم که نام یکی از شعرهای کتاب هم هست. این منتقد ادبی در توضیح کتاب خود بیان کرد: در شعرهای این کتاب 110 صفحه‌ای بیشتر خصیصه‌های رمانتیسمی مشهود است و حال و هوای روایی دارند که این خاصیت کلی و بارز شعرهایم است. به گفته وی زمان شکل‌گیری شعرهای این مجموعه در دهه 80 است که البته شعرهایی از سالهای اخیر نیز در آن دیده می‌شود. رحمتی اضافه کرد: دومین مجموعه شعرهایم را هم در دست تدوین دارم که در این اثر شعرها نسبت به کتاب اولم جدیدترهستند.بیشتر شعرهای این دفتر به سالهای 87 و 88 بر می گردد  که حال و هوای متفاوتی نسبت به "عکاس دوره‌گرد" دارد و در ادامه شعرهای آن مجموعه نیست به دلیل اینکه بستر اجتماعی فرق کرده و شعر نیز باید به اقتضای زمان حرکت کند. این شاعر در توضیح مجموعه دومش گفت: هنوز نامی برای آن تعیین نکرده ام و شش ماه پس از انتشار مجموعه اولم برای چاپ آن اقدام می‌کنم. وی همچنین خبر داد: مجموعه دیگرم هم که آنتولوژی شعر زنان ترکیه است در دست ترجمه است. در این کتاب شعرها و زندگینامه تعدادی از بهترین شاعران زن شاخص ترک آورده می‌شود.  رحمتی در پایان توضیح داد:  شعر ما  قرابتهایی با شعر ترکیه دارد و به اعتقاد من لازم است که شاعران ترکیه بیشتر در ایران معرفی شوند.

 

شکست روايت و گسست معنا

 

منبع : روزنامه  اعتماد

 

چوپان کلمات است. رمه هاي شعر را صبورانه به اينجا آورده... بگذاريد عرقش را پاک کند و گلويي تازه کند، بگذاريد از ماژلان و کوچک خان بگويد، بانوي بهار در صداي غمگينش مي رقصد. موج هاي دريا در چشم هايش خشکيده و اين دانه هاي شن تحفه درياست.

 

کتاب چوپان کلمات بالاخره بعد از انتظاري طولاني منتشر شد. تعجب نکنيد ما به انتظار عادت کرده ايم وگرنه شاعر پيشه يي ديگر اختيار مي کرد و حسب حال نمي نوشت. اين کتاب تجربه هاي مزدک پنجه يي است که بيانگر سال هاي فعاليتش در حوزه روزنامه نگاري و شعر است. چيزي که در نگاه اول ساده به نظر مي رسد نگاه شاعر به جهان پيرامون و نگارش صريح آنهاست اما در قرائت اين شعرها چيزي که ذهن را به شکلي درگير مي کند دعوت مخاطب به جهاني ساده است. شاعر کنش هاي ساده يي را به اجرا مي گذارد که در نوع خود کاملاً ملموس اند. انگار شاعر به نمايندگي از تمام زميني ها سخن مي گويد و در برابر دغدغه هايي چون جنگ و زندگي مدرن به راحتي تسليم مي شود و اين رويکرد جالب را با طنز و کنايه يي نيش دار، مصلحت آميز تعبير مي کند و مخاطب را مجاب مي کند که انسان امروز چقدر غم نان دارد.

 


آهاي آدم هاي مريخي/ سنگ نيندازيد/ نمي بينيد مگر دستمال تکان مي دهيم / نتوانيم اگر باد تکان مي دهد / ما که دعوا نداريم/ انسان هاي بسيار به ديدارتان مي آيند/ آب داريد اگر کنار بگذاريد/ ما نان مي آوريم.  ص 10


شاعر سعي مي کند با منقطع کردن کلام و با تقطيع هاي مختلف تفکر خود را از وضعيت موجود به اشتراک بگذارد در صورتي که در شعر «سنگ پشت» ورودي اثر بسيار شاعرانه است و با تعليق و محوريت معنا پيش مي رود اما در نهايت باز شدن مشت شاعر از ظرافت و زيبايي انگاره ها چنان مي کاهد که گويي شاعر قصد دارد نتيجه گيري کند و دست کم گرفتن مخاطب و غالب شدن ابژه ها بر تمام عناصر مي چربد.


 

ادامه نوشته