برای ماهی ها، دریا لازم است
یادداشتی درباره ی مجموعه ی «مرا زیبا به خاطر بسپار»گزیده ی شعر غریب ترکیه،ترجمه «حامدرحمتی» منبع روزنامه آرمان
تردیدی نیست که شعر معاصر ترکیه، بسیاری توانایی ها، قابلیت های زبانی و شکوه شعری خویش را مرهون ایستادگی ها، تلاش ها و رویکردهای شعری شاعرانی همچون «ناظم حکمت»، «اورهان ولی»، «اکتای رفعت»، «ملیح جودت آندای» و... است. شاعرانی که در بغرنج ترین سال های تاریخ جهان، که آتش جنگ شعله می کشید؛ و سخت ترین سال های تاریخ کشورشان، که پیله ی کهن را از تن می درید تا پوستین تازه ای به شرایط اجتماعی و سیاسی خود بپوشاند، همه ی رنج های حسی و روحی را بر جان می خریدند تا شعر بنویسند. آن هم شعری که تنها یک شعر نیست، بلکه همچون بیانیه ای شورانگیز که سینه به سینه در میان مردم می چرخد، مرهمی ست برای دردها، فریادی برای اعتراض ها و اشکی برای بغض های فروخورده ی آدم ها. آنان به معنای واقع کلمه، شاعران زمان خود بودند، کسانی که پیرامونِ سیاه و سپیدِ روزگارِ خویش را با نگاهی «جهان وطن» می نگریستند، و آن را در سطرهای خود انعکاس می دادند. از این منظر چگونه می توان از چند و چون، بررسی و مطالعه ی آثار چنین شاعرانی چشم پوشید، مسئله ای که ترجمه ی زندگی نامه و شعرهای آنان را واجب و پر اهمیت می نمایاند، از یک سو برای شاعرانی که اهمیت اندیشه ی اجتماعیِ شاعر و نقش او به عنوان زبان مردم را درک ننموده اند و از سوی دیگر برای قیاس و معیار سنجش قرار دادن شعرِ آن شاعران با شعر ِشاعران دیگر مناطق، بخصوص شاعران کشورهای همسایه ی ترکیه، برای فهم آنکه شعر کدامیک پیشرو تر و در مسیر تکامل پویا تر بوده است، و البته بررسی عوامل این پویایی. اما در این راستا به تازگی، با ترجمه ی «حامد رحمتی» کتابی توسط نشر «بوتیمار» منتشر شده است با عنوانِ «مرا زیبا به خاطر بسپار»، کتابی که در بر دارنده ی گزیده ای از شعر های «اکتای رفعت»، «اورهان ولی» و «ملیح جودت آندای» است، شاعرانی که از میانِ شان، در ایران «اورهان ولی» به رغم ترجمه های بشتر، شناخته شده تر است. اما این سه شاعر که از دوران دبیرستان با یکدیگر بودند را، به درستی باید «مثلث عصیانگرِ» یا «مثلث آتشینِ» شعر ترکیه نامید، شاعرانی که هرگز جدا شده از یکدیگر شناخته نمی شوند، اگر چه در سال 1936 «آندای»، از آن دو دیگر جدا شد و به بلژیک رفت، اما در این دوره نیز هرگز رابطه ی فکری و شعری «ولی» و «رفعت» با وی قطع نشد تا هر سه اتفاقی را به انجام برسانند که به عنوان «جریان غریب» در تاریخ شعر ترکیه شناخته می شود. تحول و انقلاب زبانی ای که این شاعران با «جریان غریب» در ادبیات ترکیه به وجود آوردند، ضمن شوریدن بر یکنواختی و بی جانیِ شعرِ هجایی، واکنشی بود به شاعران کلاسیک بزرگی همچون «احمد هاشم» که هم به زبان و هم به مردم پشت کرده بودند. این حرکت که در زمانِ خود برای شاعران غریب می نمود، در مدت زمان کوتاهی گسترش یافت و جوانان بسیاری را به خود جذب کرد، و بعدها عنوان «اولین نو گرایی شعر» را به خود اختصاص داد. تا آنجا که شاعر بزرگی همچون «ناظم حکمت» که زبان شعری ترکیه را متحول نمود نیز، از این جریان حمایت کرد، همانگونه که این سه یار دیرین در سال 1950 برای آزادی وی، روزها اعتصاب غذا کردند. با این همه «جریان غریب شعر» بر پایه هایی همچون دوری جستن از زبان سانتی مانتال، گریز از فضاهای پر زرق و برق، پرهیز از صنایع شعری کلاسیک، رها شدن از قید وزن و قافیه، استوار بود؛ مسائلی که «حامد رحمتی» در مقدمه ی کتاب خود، همگام شدن با سیر تجدد در ادبیات غرب و نزدیک شدن زبان شعر به زبان روزمره و محاوره را نیز به آن می افزاید. اما همانگونه که اشاره شد «مرا زیبا به خاطر بسپار» گزیده ای از شعرهای قابل توجه «اکتای رفعت»، «ملیح جودت آندای» و «اورهان ولی» است از دفترهای شعری ای که بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند، دفترهایی به ترتیب با عنوان «یک جفت مرغ دریایی»، «تنهایی یک تلگرافخانه» و «عموی خوبم هیتلر». «رحمتی» پیش از آغاز شعرهای هر دفتر، خلاصه ای قابل توجه از زندگی، روش شعری و آثار شاعر را بیان می کند، مسئله ای که باعث می شود خواننده به شعرهای شاعر دیدی بهتر و فهمی عمیق تر داشته باشد.
شعرهایی که از «رفعت» در بخش نخست کتاب یعنی «یک جفت مرغ دریایی» آمده است، بی اغراق محصور کننده می باشد، زبانی ساده و عمیق با کشف لحظه هایی بسیار تاثیر گذار، «رفعت» همانگونه که مترجم کتاب می نویسد، گویی تصویر را از سیطره ی نگاه خود عبور می دهد. او دارای تصاویری بسیار واقعی ست که برای مخاطب دست یافتنی و قابل درک است، تصاویری که از پیرامون خود به آن ها دست یافته و آن ها را در قالب شعر به تصویر کشیده است. در بسیاری موارد نگاه کودکانه ی «رفعت» به جهان روبه رویش مشخص است، نگاه کودکانه ای که در پس آن سوالی بزرگ و غریب نهفته. «رفعت» اتفاق ها و هست های زاویه ی دیدش را همانگونه واقعی می نویسد، که خواننده می تواند آن ها را درست همانطور که وجود دارند، یا درست آن گونه که در جایی قرار گرفته اند، تصور کند. رویکردهای اعتراضی که در بسیاری از شعرهای «اکتای رفعت» حریان دارد، همواره با نگاهی عاشقانه – اجتماعی آمیخته است، و در سایه ی دیدی عاشقانه است که زبان تلخ اعتراض در شعر او گشوده می شود. فضای شعری وی گویی بیانگر سبغه ی تاریخی دهه های 1940 و 1950 کشوش است، که: در روزهای اسارت. دختری با قاشق به من (او) آب می خوراند.
در بخش دوم کتاب، «مثل تنهایی یک تلگراف خانه» که در بر دارنده ی شعرهای «ملیح جودت آندای» است نیز، سادگی زبان و عمق مفاهیم شعری بیشتر از هر چیزی به چشم می خورد. مفاهیمی که اینبار گویی با رویکردهای فلسفی و انسان شناسانه ی یک شاعر گره خورده اند، باید تاکید کرد در برخی شعر های «آندای» دیدمان فلسفی – اجتماعی خاصی نهفته است، که شعر های وی را تحسین برانگیز کرده. شاید بی هوده نیست که بعدها او را همتراز با بزرگانی همچون «دانته» و «تالستوی» می دانند. گویی اشعار «آندای» دوره های مختلف و متفاوت شعری ای را تجربه کرده است، چرا که زبان شعری اش همواره در حال تصور و بیان مفاهیمی گوناگون و البته تازه است. ابعاد حس آمیزانه ی شعر وی به رغم نگاه بیشتر فلسفی گونه اش بسیار کمتر از شعر «رفعت» است. اما کشف های شاعرانه و بغض آلود شعرش توانسته حس هایی خاص خود «آندای» را بازآفریند. لازم به ذکر است که «جودت آندای» سال ها پس از «جریان غریب» نیز هنوز به عنوان یک نوآفرین به همراه شاعرانی همچون «فاضل حسنو داغلارجا» «ایلهان برک» و «آتیلا ایلهان» یکی از ستون های شعر مدرن ترک بوده است. که این بی شک توانایی ها و تازگی های شعر وی را نمایان می سازد.
اما در بخش پایانی کتاب، «عموی خوبم هیتلر» که شعرهای «اورهان ولی کانیک» قرار دارد، بازهم سادگی زبان و نگاه شاعرانه، آمیخته با تصاویری بکر و تکان دهنده و دیدمانی تلخ و گزنده که با زبان طنز بیان می شود، خواننده را یک آن تحت تاثیری عمیق قرار می دهد. تاثیری که به قول مترجم: در ذهن رسوب می کند. تا هیچ گاه فراموش نشود. تخیل در شعرهای «ولی» نقش بسیار مهمی را بازی می کند که با توسل به این نقش شاعر توانسته کاشف بسیار بزرگی باشد، «ولی» بیشتر از دو دوست دیگر خود، کشف های شاعرانه دارد، کشف هایی آمیخته با تخیل، حس آمیزی و تصویرپردازی که ذهن مخاطب را همواره برای دریافت های تازه دچار کشمکش می نماید. به طور کلی شعر «اورهان ولی» که هرگز از باورهای اعتراضی و اجتماعی تهی نیست را باید، زبانِ زمان شاعر پنداشت، که در بسیاری موارد بخصوص کارهای کوتاهی که در این بخش از وی ترجمه شده، نوعی پوچی و هیچ انگاری عمیق را در خود جای داده است: زن ها شب و روز. در انتظار ترن هستند. روی نیمکت ها. یا فکر نکن. فقط ارزو کن. نگاه کن حشرات نیز همین کار را می کنند.
با این همه در پایان باید بی رحمانه صادق بود که «حامد رحمتی» به رغم آنکه خود شاعری برجسته و تواناست، و البته به رغم تسلط اش بر زبان ترکی استانبولی، توانسته مجموعه ای بسیار خوب، تاثیر گذار و قابل توجه را ترجمه نماید، پیشینه ی ترجمه هایی که از این سه شاعر وجود داشته اند هرگر تا امروز به این روانی نبوده و دیگران نتوانسته بودند حق شعر چنین شاعرانی را به خوبی ادا نمایند، مسئله ای که ترجمه های تحسین برانگیز «حامد رحمتی» از پس آن بر آمده و آن را به نحوی لایق و در خور ارائه داده است. همچنین نگارنده آرزومند ام که تحول های شعری «جریان غریب» را در فرصتی دیگر ضمن نگاهی تطبیقی با تحول های شعری در شعر های «نیما» که تقریبا همسان با آن سال ها اتفاق افتاده است بررسی نمایم، و همچنین به این موضوع بپردازم که مسئله ی ساده نویسی که این روزها، از طرف برخی شاعران شاید تازه کار یا برخی کهنه کاران نا بلد به پیش کشیده می شود، چگونه چیزی حدود هفتاد سال پیش در کشوری همچون ترکیه تن آرایی می کرده. بی تردید «مرا زیبا به خاطر بسپار» در روند چنین مطالعه ای می تواند به عنوان کتابی مرجع و قابل اطمینان محاسبه شود.
حامد داراب
تهران. اردیبهشت-خرداد 1391
تمام زنانِ دنیا یک نفرند منبع :
منبع 

منبع : روزنامه
"مردن به زبان مادری" عنوان تازه ترین مجموعه
روجا چمنکار است که در سال 89 از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب شد. این کتاب کم
حجم در بردارنده اشعار تازه این شاعر جوان است که با مجموعه" با خودم حرف می
زنم " توانست جایزه زنان خورشید را به خود اختصاص دهد. روجا چمنکار شاعری
تجربه گراست چرا که با انتشار هر مجموعه، سر فصل های تازه ای را پیش روی ما می
گذارد. اما در مجموعه حاضر علی رغم کشف های شاعرانه زبان ابزاری برای رسیدن به
روابط ذهنی شاعر است که نحو گریزی های معنایی، در اغلب شعرهای این مجموعه به چشم
می خورد. اگر بپذیریم زبان، فهم ما را از واقعیت می سازد، باید به فرآیند ذهنی مولف
نیز توجه داشته باشیم که اشتراکات تجربی خود را در اختیار مخاطب قرار می دهد از
این رو واکاوی یک اثر ادبی با هدفی معین محقق می شود : ورود به جهان شاعر
منبع:روزنامه شرق سه شنبه 29تیر 1389

منبع:
منبع : اعتماد ملی در خبرگزاری آفتاب
به نقل از روزنامه سه شنبه، منبع :
