منبع : اعتماد ملی   در خبرگزاری آفتاب

گروس عبدالملكيان شاعر جواني است كه در سال‌هاي اخير فعاليت خود روند رو به رشدي را طي كرده است. اغلب شعرهاي او در مجموعه "سطرها در تاريكي جا عوض مي‌كنند" كه به تازگي از سوي انتشارات مرواريد منتشر شده است، داراي حال و هواي مشخصي هستند. برخلا‌ف دو كتاب قبلي شاعر، مي‌توان در اين مجموعه پيشرفت او در حوزه زبان و رسيدن به فرم‌هاي دلخواه را شاهد بود. به عبارتي، انديشه در مجموعه حاضر از خصيصه‌هاي قابل‌تاملي برخوردار است. بيشتر شعرها داراي نظام خاصي هستند و اجراي موفق شاعر در آنها مشهود است. شاعر با طنازي خاصي بن‌مايه‌هاي شعري را صيقل مي‌دهد و موتيف‌هاي گسترده‌اي را براي ارتقاي معنا به كار مي‌گيرد كه تاثير شگرفي در ادراك حقيقي شعر به وجود مي‌آورد. شايد يكي از دلا‌يلي كه شعر عبدالملكيان بر پايه تاويل شكل مي‌گيرد، مبتني بر همين امر باشد:


كليد بر ميز كافه جا مانده است/ مرد مقابل خانه جيب‌هايش را مي‌گردد/ آينده در گذشته جا مانده است.( ص 59)

 
از آنجا كه انديشه‌مداري در ادبيات كشورمان خاستگاهي مكنون دارد، فرآيند انديشه در به كارگيري صحيح نشانه‌ها در شبكه‌هاي مدلولي آشكار مي‌شود. شاعري كارنامه درخشان خواهد داشت كه به موازنه‌اي قابل قبول برسد، زيرا شعر هنري كلا‌مي‌است و بايد با اسلوب و شيوه‌اي خاص مستحيل شود. شاعر اين مجموعه در اغلب شعرها به اين مهم دست يافته است. نمودهاي تصويري و خلق فضاهاي تازه، فرصت‌هاي روشني را براي مخاطب به‌وجود آورده است. اين عقل شاعرانه را كه من از آن به عنوان اعتدال شاعرانه(
Sapienza Poetic) ياد مي‌كنم، نشان از ذكاوت و ممارست گروس عبدالملكيان دارد كه براي رسيدن به ساختارهاي منسجم مي‌كوشد و اشكال روزمره را با تجربه‌اي ملموس به زبان شعر بيان مي‌كند:


هر روز پرده را كنار مي‌زنيم/ و خورشيد را در آسمان به خاطر مي‌آوريم/ تقصير مرگ نيست كه اين همه تنهاييم/ ما با دهان دودكش‌ها سخن گفتيم و/ واژه باران مصنوعي را چون كودكي ترسناك به دنيا آورديم/... / كبريت بكش/ تا ستاره‌اي به شب اضافه كنيم/ و خيره شو/ به مردمان تنهايي كه در آسمان سيگار مي‌كشند.( ص39) ‌