نگاهي به كتاب «زيارتنامه مرغ سحر و همخواني دختران خردادماه»
منبع روزنامه اعتماد
" زیارت نامه ی مرغ سَحَر و همخوانی دختران ِ خرداد ماه " آخرین مجموعه شعر سید علی صالحی است که از سوی نشر چشمه منتشر شد صالحی جزو پر کارترین شاعران معاصر است انتشار کتاب های ایشان در طی سال های اخیر چشم اندازی روشنی را پیش روی مخاطبان آگاه شعر قرار می دهد اما باید پذیرفت کتاب حاضر نیز در ادامه کارهای این شاعر خوش قریحه است با واکاوی این مجموعه چیزی که در نگاه اول توجه مخاطب را جلب خواهد کرد نگاه ساده شاعر و کلان روایت مستتر در شاکله کتاب مذکور است صالحی از شاعران موج ناب بود که در ادامه کار با پیشنهاد شعر گفتار راه خود را تغییر داد صالحی با تجربه های فراوانی که در حوزه شعر دارد کمی محافظه کار به نظر می رسد زیرا با تمام فراز و فرودهایی که در شعر وی اتفاق می افتد به سادگی می شود به وسواس شاعر پی برد، صالحی از دریچه ای که به جهان می نگرد برای شاعران امروز قابل لمس نیست. صالحی به جایِ گرفتن ژست های مدرن کار خود را به بهترین وجه ممکن انجام می دهد زبان تمیز ، اجرایِ سالم ارجاعات روایی که با تعلیق معنا به ارتقای شعرش نیز کمک شایانی می کند. شعر صالحی دیریاب اما خوش ساخت است. مولف در شعرهایی که از منظر راوی از مکانیزم بصری یاری می جوید عملکرد قابل قبولی از توانایی خویش را به اشتراک می گذارد که الگوها و سازه های ذهنی اش را در فضای رئال جولان می دهد و کلمات در مسیر راستین نفس می کشد ومولف از ترکیب سازی های مفرد فاصله می گیرد. ترکیب سازی یکی از آفت هایِ شعر امروز به شمار می رود. آیا بایسته نیست به انضمام ترکیب چند واژه حقیقت مورد نظر خویش دور شویم ؟ در کتاب یاد شده می توان به نمونه های زیادی اشاره نمود ( تکلمِ روشنی ، طعمِ تازیانه ،ملاقات مویه ، لهیب ِ زرنیخ و زلزله، خوهرِ باران ، زائران آب ، تخیل ملکوت... و ) نیما هنگامی که از مسیر پر فخامت شعر فارسی عبور می کرد در مقاله ها و نظریاتش درباره شعر و شاعری میراث بزرگی برای نسل بالنده ای که بعد از وی آمدند به همراه داشت دوری جستن از فضاهای مکدر ذهنی و رسیدن به طبیعتِ کلام، در توامانِ فضایی رئال
تازیانه طعم ندارد در واقع خوردن تازیانه بر پیکر ما درد خواهد داشت و اجتماع خون در زیر پوست حکایتِ رنج و شرارت انسان امروز است.کاش مولف طعم تازیانه را با شگرد های کلامی و روایی در شاکله کلی اثر نشان می داد، در قرائت و خوانش های مکرر ملاقات مویه ، مرا مجاب نمی کند که بتوان مویه را ملاقات کرد زیرا در نوردیدن مرزهای خیال و تصویرسازی با یاری ابژه ها و اصوات به افق های روشن میسر خواهد شد. صالحی از سرمایه های شعر امروز ماست که در انگیزش شعر جوان راهگشا بود روند متعالی شعر وی در دهه 60 رقم خورد شاید بتوان این گونه تعبیر کرد که این شاعر پرکار در پی حفظ میراث و دستاوردهای دهه گذشته است، اما زبان ایستا نیست و همواره در حال حرکت است ما امروز در کتاب حاضر شاهدیم دایره واژگانی شاعر فرقی چندانی نکرده است. هر کلمه ای دارای یک هاله معنایی است که گزینش این کلمات در کنار یکدیگر به ساخت اثر منجر خواهد شد آیا می توان کلیت یک اثر هنری را نادیده گرفت؟ بی شک خیر؛ زبان... یک توانایی ذهنی محسوب می شود که به یاری آن می توانیم ارتباط برقرار کنیم ، سخن بگوئیم. شعر هنر کلامی ست که شاعر ظرفیت هایش را می تراشد و از بندِ بندِ کلمات به یک نمایِ واحد می رسد پس نقش شاعر به فراخور توانایی و دلالت های معنایی و آموزه های اکتسابی می تواند در روند استیلایی شعر موثر واقع شود.در کتاب حاضر مولف تلاش دارد از دل تکرارها و زمزمه هایش به فضایی شگرف برسد به عنوان مثال در شعر ( من زنده ام هنوز ) شاعر با ارائه پیش فرض های مورد نظر و ساختن یک فضای آرمانی از بامداد سه شنبه می گوید از ماه که او را به زمین فرستاده است و فال ساده ای که ارتباط کلامی و معنایی را در بطنِ کلام مستتر می نماید چیدن دغدغه ها و خلجان روحی و بستر سازی لازم شعر را به سر منزل حقیقی اش رهنمون می کند، پیر مرد قهوه ات سرد شد ، این عبارت پر از کنایه و بار مفهومی است که عقبه فرهنگی اش شاید به نسلی بازگردد که شکست را پذیرفته اند و امروز با وجود زنده بودن مرگ را در سطر سطر کلامشان می توان احساس کرد.
باید اذعان کرد شعر " جهان " سرفصل تازه ای در شعر صالحی ست مولف با ظرافت خاصی از ظرفیت های کلام بهره می جوید ، نگاه نافذ مولف روزمرگی را با هنجارهای اجتماعی به تصویر می کشد و گاه این شعر با طنز گزنده ای به پیش می رود.
من در حیرتم که پنجره/ برای عده ای مهم است هنوز / ما دنیا را خیلی جدی گرفته ایم ص 32
پنهان نمی کنم این شعر را بارها خواندم و التذاذ خوانش این شعر مرا سرخوش کرد اشاره به تلخی ها و رهیدن از پیله تن ، همه و همه دست به دست هم می دهند که این شعر در ذهن مخاطب امروز ثبت شود همانطور که در آغاز سخنم اشاره کردم شعر صالحی دریاب اما خوش ساخت است و نگاه رمز آلود مولف پر از آرایه های شاعرانه ای است که ماهیت استعاری دارند.
جهان و هرچه در او هست / تفاله ی چای بعد از یک عصرِ آسوده است / مزه ی قند را فراموش نکن !
شاعر در جایگاه نسلی بالنده و پیشرو زمینه سیاه و سفیدی را پیش روی مخاطب می گذارد همانطور که به زشتی و پلیدی های زندگی اشاره دارد روی دیگر سکه را نیز نشان می دهد و این دموکراسی روند متعادلی را پیشنهاد می کند و در نهایت بیانگر جنبه های روشن متن است.

