گفتگویی با احمد پوری
آقای پوری لطفا ً، برای آغاز گفتوگو، مختصری از فعالیت خود را به عنوان مترجمی موفق بفرمائید مسلما ً برای بسیاری از دوستان كه بهطور جدی آثار شما را دنبال میكنند باید جالب باشد كه چهگونه وارد این وادی زیبا شدید؟
پوری: راستش را بخواهید اصلا ً خیال نداشتم مترجم شوم. همیشه فكرمی كردم داستاننویس خواهم شد. چندین داستان كوتاه در مجلات ادبی آن زمان، یعنی حدود سی سال پیش نوشته بودم. اما به عللی یك وقفهی نسبتا ً طولانی در كار ادبیام پیش آمد و زمانی كه دوباره به سوی آن برگشتم احساس كردم توان نوشتن داستان در من به تحلیل رفته. به سوی عشق دیرین خود یعنی شعر رفتم. خوب شاعر هم نبودم و ظاهرا ً راهی نمانده بود جز بازسرایی شعر دیگران. این كار را با اعتماد كمی آغاز كردم اما تشویق مخاطبین وادارم كرد كه جدیتر به این كار بپردازم و این قصه ادامه یافت تا امروز.
از التذاذ خوانش و ترجمهی متن صحبت به میان آمد، به نظر شما ترجمهی یك اثر ادبی، بهویژه بگوئیم "شعر" به گنجینههای اسرار آمیز آن صدمه نمیزند،آیا مترجمی كه با جسارت سراغ متن میرود در احیای نام شاعر و شعر او چهقدر سهیم میشود؟
پوری: بحث سادهای نیست. باید تكلیف خیلی مقدمات روشن شود تا بتوان به نتیجه رسید. اگر فرض كنیم مترجم در ترجمهی شعر موفق بوده است آن وقت میشود گفت كه در طرح نام و ارزش كار شاعر سهم قابل ملاحظهای خواهد داشت چرا كه توانسته است او را با جمع بزرگتری از انسانها در زبان و فرهنگی دیگر آشنا كند.
