حامد رحمتی احمد ÷وری

 

 

 

١ . آقای پوری لطفا ً، برای آغاز گفت‌و‌گو، مختصری از فعالیت خود را به عنوان مترجمی موفق بفرمائید مسلما ً برای بسیاری از دوستان كه به‌طور جدی آثار شما را دنبال می‌كنند باید جالب باشد كه چه‌گونه وارد این وادی زیبا شدید؟

 

پوری: راستش را بخواهید اصلا ً خیال نداشتم مترجم شوم. همیشه فكرمی كردم داستان‌نویس خواهم شد. چندین داستان كوتاه در مجلات ادبی آن زمان، یعنی حدود سی سال پیش نوشته بودم. اما به عللی یك وقفه‌ی نسبتا ً طولانی در كار ادبی‌ام پیش آمد و زمانی كه دوباره به سوی آن برگشتم احساس كردم توان نوشتن داستان در من به تحلیل رفته. به سوی عشق دیرین خود یعنی شعر رفتم. خوب شاعر هم نبودم و ظاهرا ً راهی نمانده بود جز بازسرایی شعر دیگران. این كار را با اعتماد كمی آغاز كردم اما تشویق مخاطبین وادارم كرد كه جدی‌تر به این كار بپردازم و این قصه ادامه یافت تا امروز.

 

٢ . ترجمه و معرفی شاعران پرآوازه‌ای چون ناظم حكمت ره‌یافتی جدی در ادبیات معاصر ما داشت همان‌طور كه می‌دانید شاعر بزرگ و فقید كشورمان احمد شاملو برخی از به‌ترین آثار خود را تحتِ تأثیر ناظم سروده است. آیا می‌توان این گزاره را كمی جدی‌تر بررسی نمود، زیرا خود شاملو به روشنی در گفته‌های خود اشاره كرده بود كه در به‌ترین سروده‌های خود تحت تأثیر ناظم حكمت بوده است، با این توضیح می‌خواهم از قریحه و ذهن بیدار ناظم حمكت برای‌مان بگوئید؛ به هر ترتیب او یكی از بزرگان ادبیات جهان است و در حال حاضر بسیاری از صاحب‌نظران و منتقدان ترك او را از بنیان‌گذارن راستین شعر نوین تركیه می‌دانند؟

 

پوری: در این كه ناظم حكمت یكی از غول‌های ادبی معاصر است كم‌تر كسی شك دارد. و این كه برخی او را بنیان‌گذار شعر نوین تركیه می‌دانند در این هم مناقشه‌ای نمی‌توان داشت. ناظم یكی از شاعران بزرگ نیمه‌ی دوم قرن بیستم بود كه مضامین اجتماعی در آثار او رنگی روشن‌تر  دارد. در این دوره شاعران دیگری نیز مانند پابلو نرودا، لویی آراگون، یانیتس ریتسوس، پل الوار بدون سَر دادن شعار در شعرهای خود از عشق‌ها و امیدها و آرمان‌های انسانی سرودند و در نتیجه میلیون‌ها مخاطب را به سوی شعر كشاندند. این شاعران یكی از رفیع‌ترین قله‌های شعر جهان را بنا كردند. ناظم یكی از آن‌ها بود.

 

٣ . استقبال مخاطبان جدی ادبیات ترك از آثار برانگیخته‌ی شما چگونه بود، آیا برای ترغیب بیشر شما به عنوان كسی كه در این عرصه  جزو پیش‌گامان هستید راضی‌كننده است بالاخره یكی از برندگان نوبل ادبیات (اورهان پاموگ) بود و همین مسئله نشان‌گر حضور ترك‌ها در عرصه‌ی ادبیات و فرهنگ است، شاید سؤال سختی باشد ولی تا حد امكان اگر برای‌تان امكان دارد از چه‌گونگی تحول و جهش چشم‌گیر ادبیات ترك بگوئید شاعرانی كه امروزه توانسته‌اند تمام جشن‌واره‌های بزرگ را در كشوری مثل روسیه كه مهدِ ادبیات و مكاتب بزرگ است تسخیر نمایند، اما از سویی دیگر در كشورمان با كثرت شاعران ترك مواجه‌ایم كه به فراخور قدمت و قدرت زبان هنوز نتوانسته‌اند نمایندگان شایسته‌ای برای ادبیات كشورمان باشند تقابل این دو در چیست؟

 

پوری: از دو مجموعه‌ی ناظم حكمت و یك مجموعه‌ی اورهان ولی استقبال خوبی شد. من دقیقا ً آماری ندارم كه آیا این استقبال بیش‌تر از سوی مخاطبان شعر تركی بود یا نه ولی در هر حال نشان داد كه خوانندگان شعر در ایران به وجود ادبیاتی جدی و قابل تأمل در زبان تركی پی بردند و انبوه آثار دیگر كه از این زبان ترجمه شد و هنوز هم می‌شود نشان دهنده‌ی این توجه است. البته توجه داشته باشیم كه ترجمه از آثار تركی به زبان فارسی قدمتی نزدیك به پنجاه سال دارد و اصلا ً محدود به این دو سه كتاب نمی‌شوند. اما استقبال از شعرهای حكمت كه باعث می‌شود كتاب به چاب دهم برسد نشان‌گر شوق بیش‌تری میان مخاطبان برای خواندن آثار تركی است.

 

 

٤ . برای آن كه گفت‌وگوی ما برای خوانندگان خسته كننده نباشد از ترجمه ی آثاری بگوئید كه موجبات لذت را برای‌تان دو چندان می‌كند، شده ساعت‌ها مشغول به كار شوید و گذر زمان را فراموش كنید؟

 

پوری: من شخصا ً ترجمه را كاری هنری می‌دانم به‌ویژه ترجمه‌ی شعر را. كار هنری همیشه لذت‌بخش بوده است و نمی‌گذارد گذر زمان را حس كنی. شاید اغراق نباشد كه من پس از كار سنگین تدریس به ترجمه پناه می‌برم و شاید ساعت‌ها با ترجمه خستگی خودم را از تن و ذهن در می آورم.

 

٥ . از التذاذ خوانش و ترجمه‌ی متن صحبت به میان آمد، به نظر شما ترجمه‌ی یك اثر ادبی، به‌ویژه بگوئیم "شعر" به گنجینه‌های اسرار آمیز آن صدمه نمی‌زند،آیا مترجمی كه با جسارت سراغ متن می‌رود در احیای نام شاعر و شعر او چه‌قدر سهیم می‌شود؟

 

پوری: بحث ساده‌ای نیست. باید تكلیف خیلی مقدمات روشن شود تا بتوان به نتیجه رسید. اگر فرض كنیم مترجم در ترجمه‌ی شعر موفق بوده است آن وقت می‌شود گفت كه در طرح نام و ارزش كار شاعر سهم قابل ملاحظه‌ای خواهد داشت چرا كه توانسته است او را با جمع بزرگ‌تری از انسان‌ها در زبان و فرهنگی دیگر آشنا كند.

 

٦ . به بازآفرینی چه‌قدر معتقد هستید آیا می‌توان اذعان كرد كار مترجم نوعی بازآفرینی و خلاقیت هنری در عرصه‌ی زبان است كه نام مترجم را در تقابل شاعر قرار دهد در این میان وظیفه‌ی مترجم را در حفظ معنا و مفهوم حقیقی شعر چه‌گونه ارزیابی می كنید.

 

پوری: در بازآفرینی اثر هیچ شكی ندارم. این كه نام مترجم در "تقابل" با شاعر قرار می‌گیرد زیاد مطمئن نیستم، چرا تقابل؟ می‌شود نام مترجم در توازی نام او باشد. و اما این‌كه مترجم در حفظ معنی و مفهوم حقیقی شعر وظیفه دارد یا نه اجازه بدهید این را در فرصتی دیگر كه بشود به طور مفصل مسأله‌ی معنی و مفهوم را در شعر بشكافیم و احیانا ً به نظر مشترك در بارهی آن برسیم بدهم.

 

٧ . سال‌های سال به مطالعه و بررسی ادبیات جهان پرداخته‌اید اگر موافق باشید كمی هم از تبعات و آسیب متون ترجمه‌ای صحبت كنیم شاید با اندكی تسامح بتوان پذیرفت شعر امروز ایران دارد مسیر نامشخصی را طی می‌كند؛ بنابراین فرآیند ترجمه و تیراژ كتاب هم در سال‌های اخیر روندِ قابل قبولی نداشته. به نظر شما هر كتابی كه پُرفروش می‌شود باید ترجمه شود، زیرا ذهنیّتِ مترجمان ما در حقیقت در بطن چنین حقیقت نهفته‌ای نفس می‌كشد؟

 

 

پوری: چه سئوال نفس‌گیری؟! عرض كنم كه اولا ً به دور از هر فروتنی كاذب و تعارف من یادم نمی‌آید كه به طور جدی به بررسی ادبیات جهان پرداخته باشم. به هر حال به عنوان خواننده‌ی بخشی از این ادبیات بقول معروف نكی به آن زده‌ام. اما تعیین این كه آثار ترجمه چه آسیب و یا چه تبعاتی داشته است كار من نیست. برای این كار باید ابتدا ً معین كنیم كه این آسیب (البته به شرطی كه توافق كنیم كه وجود دارد) در زمینه‌ی زبان بوده یا به روند آفرینش ارتباط دارد. و بعد از آن هم بنشینیم و ببینیم فرآیند ترجمه و ارتباط آن با تیراژ چه می‌تواند باشد و تازه پس از همه‌ی این‌ها بپردازیم به بخش پایانی سئوال شما.

 

٨ . معیار شما برای انتخاب و گزینش اثری برای ترجمه و رویارویی با جهان شاعری كه هنوز برای‌تان ناشناس است چیست، طبق سلایق خود انتخاب می‌كنید یا مذاق مخاطبان را در نظر می‌گیرید؟

 

پوری: اول از همه سلیقه‌ی خودم در این انتخاب مهم است و بعد طبیعتا ً مذاق مخاطبان. من همیشه معتقد بوده‌ام كه نباید از كنار سلیقه‌ی عام به سادگی گذشت. یك هنرمند در عین این كه نباید دربست به دستور سلیقه‌ی عام بنویسد باید آن را نیز كاملا ً كنار نگذارد. می‌دانم این كار راه رفتی روی طناب باریكی‌ست كه اصلا ً ساده نمی‌باشد ولی باید این دشواری را به جان خرید تا تبدیل به هنرمندِ اِلیت و به دور از مردم نشد.

 

٩ . ضمن سپاس از شما كه با صبوری به سؤال‌ها پاسخ دادید، لطفا ً به عنوان آخرین سؤال از برنامه‌های آتی خود بگوئید چه كتاب‌هائی را در دست انتشار دارید؟

 

پوری: من هم با سپاس از شما باید بگویم كه مهم‌تر از همه چیز الان رمانی دارم كه در واقع اولین تجربه‌ام در رمان‌نویسی‌ست كه نزدیكِ نه ماه است در ارشاد منتظر اجازه است. اما كتاب‌های دیگرم مدام دارند به چاپ‌های بعدی می‌رسند.