گفتگو
دكتر پروین سلاجقه منتقد و نویسنده ایرانی 1 اردیبهشت 1340 خورشیدی در بافت كرمان متولد شد و هم اكنون در تهران سكونت دارد. او ضمن تدریس در رشته ادبیات فارسی دانشگاه به نگارش نیز مشغول است. از جمله آثار او میتوان به كتابهای« امیرزادهی كاشیها»نقد اشعار شاملو، «از این باغ شرقی» نظریههای نقد شعر كودك و نوجوان، «صدای خط خوردن مشق »بررسی ساختار و تاویل آثار هوشنگ مرادی كرمانی،« در آمدی بر زیبایی شناسی شعر» در زمینه معانی و بیان، «قصه تالاب» داستان برای كودكان و نوجوانان، « بنفشه كوچولو» داستان برای كودكان و نوجوانان ، «دنیای قشنگ پوپو » داستان برای كودكان و نوجوانان. سه كتاب « امیرزادهی كاشیها»، «از این باغ شرقی» و «قصه تالاب» توانستهاند جوایز متعددی در زمینه نویسندگی و نقد برای وی به ارمغان بیاورند. وی هم اكنون (سال1388) در حال نگارش و آماده سازي «مجموعه مقالات درمورد شعر» نقد اشعار "فروغ فرخزاد" و "موتیف، نماد و نشانه" است.
ح.ر كتاب امير زاده ي كاشي ها به چاپ دوم رسيد اين در حالي ست كه ادبيات امروز كشور با بحران مواجه است و همانطور كه تجربه نشان داده مردم ما اصولن اهل خواندن نيستند چه برسد به كتاب و كتاب خواني؟
متاسفانه ادبيات امروز ما در چندين وجه با بحران مواجه است ... بحران مخاطب ، بحران مولف ، بحران نقد، بحران نشر ، نوشتن دشوار است و بايد برايش بها پرداخت خصوصا نوشتن جدي ، يك مولف بايد با همه ي اين موارد مبارزه كند تا اثر خود را به سامان برساند و بعد از آن منتظر پاسخ بماند. اما وقتي پاسخ نمي گيرد تناسبي بين داده ها و گرفته ها ايجاد نمي شود.هرچقدر اثر جدي تر باشد اين مشكلات بيشتر و پيچيده تر است. بنابراين براي مولفان انگيزه اي قوي وجود ندارد كه خود را با كارهاي جدي در گير كنند ، در واقع جدي نوشتن در كشور ما به جرياني قابل قبول و حرفه اي تبديل نشده است، فقط گاهي شگردهاي فردي براي تاليف اين گونه كتاب ها از افراد سر مي زند كه نوعي خطر كردن است . بحران مخاطب در پاسخ ندادن به نوشتار جدي يكي از مهم ترين مشكلات در بين اين موارد است زيرا عدم استقبال از اين گونه آثار سرمايه ي ناشران را هم به خطر مي اندازد و نتيجه منجر مي شود به بحران نشر.در اين صورت ناشران يا اين گونه آثار را چاپ نمي كنند يا مولف را مجبور به تقليل كيفي و كمي آثار يا پايين آوردن سطح نوشتار يا عوامانه نويسي مي كنند. راه هايي كه بتواند كتاب را به فروش برساند. در اين ميان وضعيت كتاب هاي نظري و پژوهشي از همه بدتر است.آن ها مثل يك غريبه وارد بازار مي شوند هيچ كس آن ها را نمي شناسد مگر اين كه نويسنده هايشان در طول زمان با جان كندن براي خود معروفيتي دست و پا كرده باشند يا آشنايي، كسي در مطبوعات يا محافل نقد و بررسي كتاب داشته باشند تا نامي از كتاب آن ها برده شود. گاهي به نظر مي رسد در اين زمينه با نوعي مافياي مطبوعاتي در زمينه ي تبليغ و معرفي كتاب ها روبه رو هستيم.هر روزنامه ي براي خود تعدادي از افراد را به نام خودي و تعدادي را به نام بيگانه دارد.حساب كسي كه براي همه ي آن ها بيگانه تعريف شود روشن است. بايد براي هميشه دور نوشتن را خط بكشد. اگر به تيراژ كتاب هاي تحقيقي و پژوهشي و تعداد چاپ هاي آن ها كه در چند سال اخير منتشر شده توجه كنيد و آن ها را با كتاب هاي بازاري و عوامانه مقايسه كنيد به سادگي به عمق فاجعه پي مي بريد. همانطور كه مي دانيد ادبيات جدي و داراي عمق را در ايران در حال حاضر افراد كمي دنبال مي كنند.كساني كه همه ي اين مشكلات وبي مهري ها را به جان مي خرند وكار مي كنند، به اين واقعيت تلخ آگاهند كه مردم ما كتاب خوان نيستند و به قول مسوولين كتاب در سبد خانوار و غير خانوار جايي ندارد. خب به هر حال همه ي اين ها و مشكلات ديگري كه سرراه نوشتار جدي وجود دارد و پرداختن به آن ها از حوصله ي اين بحث خارج است روي هم بحران وضعيت را به وجود آورده اند. همه ي اين ها را گفتم كه بگويم امير زاده ي كاشي ها در چنين شرايطي به چاپ دوم رسيد و خوشبختانه مورد استقبال و قبول جامعه ي فرهنگي واقع شد... پس حق ندارم زياد ناراضي باشم.
به عنوان يك منتقد و پژوهشگر ادبي چه پيشنهادي براي تغيير اين رويه داريد نگراني ناشران در شرايط موجود باعث خواهد شد تا كمتر به آثار شاعران و نويسندگان جوان توجه شود؟
ايجاد شرايطي براي عبور از اين بحران بيشتر از طرف سازمان هاي دولتي بايد صورت گيرد.چون تا جايي كه من اطلاع دارم در واقع همه ي امكانات در دست اين سازمان هاست.حتي امكان ادامه ي بقاي ناشران خصوصي و همين طور مولفين كه گاهي به خاطر شيوه ي مميزي يا طولاني شدن مراحل انتشار كتاب هايشان به دليل عدم مجوز چاپ يا مشكلات نشرممكن است دچار دلسردي شوند.شايد دعوت اين سازمان ها به ويژه وزارت ارشاد از تعدادي از متخصصين مولفين و ناشران و نظرخواهي از آن ها در چگونگي راه هاي برون رفت از اين بحران و علاوه بر آن كمك به تقويت و ايجاد يك اراده ي جمعي براي رونق بازار كتاب و كتابخواني، مي تواند به اين بحران پايان دهد يا از وسعت آن بكاهد.مساله ي ديگر حمايت پيگيردولتي و مردمي از مولفين آثار جدي است. به نظر من اگر همه ي اين عوامل دست به دست هم دهند وضعيت بهتر خواهد شد، مشكل ديگر ما همان طور كه اشاره شد بحران مخاطب است كه در درجه اول با بيگانگي مخاطبان و عدم آشنايي آن ها با ادبيات و هنر راستين حاصل مي شود. بايد اذعان كرد مخاطبان ما در زمينه ي شناخت وارزشگذاري و استقبال از آثار جدي ادبيات از مخاطبان جهاني عقب تر هستند ، در چنين وضعيتي بايد انگيزه اي ايجاد شود و مخاطبان با نگاهي ديگر با ادبيات و محصولات فرهنگي و ادبي برخورد كنند.به طور مثال شما همين مساله ي فوتبال را ببينيد.اگر در كشورهاي ديگر به تبليغ و تشويق مردم براي توجه و خودكشي براي فوتبال مي پردازند به همان ميزان يا حتي بيشتر به ايجاد امكانات و سرمايه گذاري براي حرمت بخشي به هنر و ادبيات وتشويق مردم براي پرداختن به آن ها نيز مي پردازند. ولي در كشور ما چي؟شما به شيوه ي استقبال از يك فوتباليست و يك هنرمند يا نويسند و شاعر در موارد يكسان كه موفقيت داخلي يا خارجي كسب مي كند نگاه كنيد.حتي بعضي از دانشگاه ها نيز اسير همين مساله هستند .آنها هم شيوه ي توجه شان به ورزش و و رزشكاران و حمايت از آن با مسايل فرهنگي وادبي زمين تا آسمان فرق دارد. به دنبال همين نقصان ها انگيزه توليد محصول ادبي كاهش يافته است.مساله ي ديگري كه مايلم به آن اشاره كنم عدم ايجاد امكان توليدات ادبي خوب ما به كشورهاي ديگر است.اين مساله در مورد سينما و هنرهاي ديگر حل شده.و به همين دليل موفقيت هايي در خارج از كشور داريم و به دنيا معرفي مي شويم و چهره هاي درخشاني هم به جامعه ي جهاني معرفي كرده ايم.ولي در مورد نوشته هاي ادبي اين طور نيست.به طور مثال اگر فيلمي يا هنرپيشه اي در جشنواره هاي داخلي كه عمدتا دولتي هستند جايزه بگيرد خيلي زود به جشنواده هاي خارجي راه مي يابد و مطرح مي شود ولي كتاب هاي خوب ما اين امكان را ندارند .نه از طرف ناشران و نه از طرف وزارت ارشاد يا سازمان هاي دولتي و غير دولتي ديگر كه حتي جايزه هاي اول خود را به آن ها مي دهند يا برگزيده مي شوند هيچ اقدامي براي معرفي آن ها به مجامع جهاني صورت نمي گيرد.نه ترجمه مي شوند ونه معرفي.فقط نوشته مي شوند جايزه مي گيرند و فراموش مي شوند.خب مسلما مخاطبين مي توانند يك هنرمند سينما يا موسيقي يا كارگردان ايراني يا حتي فوتباليست را به خاطر موفقيت هايش درمحافل جهاني بهتر بشناسند براي ديدن فيلمش صف بكشند و برايش حرمت ويژه قايل شوند در ورزشگاه ها براي تماشاي بازي او همديگر را بكشند اما براي يك شاعر يا رمان نويس يا يك پژوهشگر ومنتقد خوب ايراني هرگز.
در مورد كتاب هاي خود شما چطور؟ تا جايي كه اطلاع دارم كتاب «از اين باغ شرقي» در سال گذشته تقريبا همه ي جوايز ادبي نقد و پژوهش از جمله عنوان كتاب سال را از آن خود كرد.آيا از طرف وزارت ارشاد يا سازمان هاي غير دولتي يا ناشر براي ترجمه و معرفي آن به جشنواره هاي جهاني و فستيوال هاي ادبي اقدامي صورت گرفته است؟
از طرف ناشر خير.اما از طرف وزارت ارشاد يا سازمان هاي خصوصي ديگري كه به كتاب جايزه و امتياز دادند تاكنون اطلاعي ندارم.
تمام جوايز ادبي به كتاب" ازاين باغ شرقي " تعلق گرفت كه به نقد شعر كودك و نوجوان اختصاص دارد ، برخي معتقدند در موضع گيري سازمان ها نوعي دوگانگي تبعيض آميز ديده مي شود نسبت به كتاب اميرزاده ي كاشي ها
به هر حال به نظر مي رسد چه به لحاظ تكنيك و شيوه ي كار علمي و چه به لحاظ ضرورت كه اميرزاده ي كاشي ها در شيوه هاي نوين نقد شعر معاصر و ديگري در شعر و به ويژه شعر كودك ونوجوان روش ها ي تازه اي ارائه شده كه به يك ميزان اهميت دارد.هر دو كتاب هم تقريبا همزمان منتشر شد .
خود شما چه نظري داريد؟
نمي دانم. شايد.اين مساله را بايد از خود جايزه دهندگان بپرسيد.البته در زمينه ي نقد ادبي و پژوهش تا كنون جايزه ي خصوصي نداشته ايم كه بتوان راجع به آن ها حرف زد.جايزه هاي نقد و پژوهش عمدتا دولتي است.به جز شوراي كتاب كودك كه از ميان آثار نقد و پژوهش هم برگزيده دارد.واز اين باغ شرقي را به عنوان برگزيده مورد تقدير قرار دادند.من هم گاهي فكرمي كنم اميرزاده ي كاشي ها به نسبت از اين باغ شرقي كمي مورد بي مهري قرار گرفت.هرچند جايزه ي منتقد برتر، كه همزمان با انتشار اميرزاده ي كاشي ها از طرف بنياد نويسندگان و هنرمندان در زمينه ي شعر به من داده شد دولتي بود و از نظر بعضي ها در واقع به اميرزاده ي كاشي ها داده شد ولي به هر حال نمي دانم.من كه نمي توانم علت جايزه دادن به كتاب يك نويسند و جايزه ندادن به كتاب ديگرش را تعيين كنم ولي تلاش من براي علمي نوشتن و توجه به ضرورت نقد امروز تا جايي كه توان داشته ام به طور صادقانه در هر دو يكسان بوده است.
خانم سلاجقه كتاب " امير زاده ي كاشي ها " در چاپ دوم لازم بود تغييراتي داشته باشد آيا اين تغييرات به خواسته خودتان بود؟
تغييراتي صورت نگرفته است. فقط مقدمه را بازنويسي كرده ام.مقدمه ي چاپ دوم كه در واقع نوعي تاريخچه ي مختصرنقد شعر است براي استفاده ي مخاطب كمي راحت تر شده است.چون بعضي از مخاطبين از سنگين بودن متن اين بخش كمي گلايه داشتند. بايد خاطر نشان كنم كه بعدها متوجه شدم بايد عنوان مقدمه را از همان اول مي گذاشتم تاريخچه ي مختصر نقد شعرودر نتيجه توقع مخاطبين بهتر برآورده مي شد. ولي متاسفانه آن موقع اين مساله به ذهنم خطور نكرد. در چاپ دوم تصميم گرفتم اين نام نويسي را تغيير دهم ولي ناشركتاب قبول نكردند ،چون هرگونه تغيير در چاپ دوم احتياج به مجوز داشت.
در واقع اين مقدمه يك تاريخچه ادبي ست اما در بخش هاي ديگر كتاب همانطور كه مستحضريد تغييري نداده ام . اميدوارم در چاپ بعدي واژه نامه اي را به اين كتاب اختصاص دهم زيرا واژه هاي هستند كه در علم نقد تخصصي اند ، و مخاطب با خواندن واژه نامه ارتباط بهتري را مي تواند با كتاب برقرار كند ... البته در چاپ اول چنين تصميمي را داشتم اما به دليل حجم زياد كتاب عجالتا حذف شد .
در جايگاه يك منتقد ادبي بازتاب كتاب در محافل ادبي و جامعه دانشگاهي چگونه بود آيا بعد از تمام سختي هاي كه به خاطر اين كتاب پيش رو داشتيد رضايت بخش بود؟
با توجه به وضعيت موجود از استقبال كتاب راضي هستم ... ولي به هر حال نوشتن كتاب هايي از اين دست مشكلات خودش را دارد.اما خوشبختانه اين كتاب علاوه بر وجه اجتماعي به نوعي كتاب مرجع هم تبديل شده و دانشجويان در پايان نامه ها ومقالاتشان از آن استفاده مي كنند.ولي از همه دلگرم كننده تر تماس ها و اظهار لطف تعداد زيادي از مخاطبان كتاب است كه خوشبختانه از صاحبنظران ادبي و هنري جامعه بوده اند.واين ها مرا به ادامه ي كار دلگرم مي كند. انتظار بيشتري مي رفت كه اين كتاب بهتر معرفي شود يا بيشتر به آن بپردازند.اميدوارم براي چاپ دوم آن جلسات نقد بيشتري برگزار شود.
مي توان اميدوار بود روزي به شعر جوان امروز بپردازيد زيرا عده اي معتقد اند منتقدي چون سلاجقه در معرفي و شناخت آثار جوان مي تواند نقش پويايي ايفا كند؟
من آدمي هستم با آرزوهاي بي شماركه يكي از آن ها هم مي تواند همين باشد.يعني پرداختن به شعر جوان امروزايران. مطمئنا به اين مسئله فكر كرده ام زيرا كنش هايي كه در حوزه شعر جوان شكل گرفته نويد روزهاي خوبي را مي دهد.اما اين كه مشغله هاي فراوان اجازه ي اين مساله را به من بدهند فعلا نمي دانم. اگر توان و امكانات فراهم باشد شايد روزي در مقاله يا كتابي به صورت مستند به شعر جوان ايران همه جانبه بپردازم.
از كتاب هايي كه در دست انتشار داريد بگوئيد ؟
در حال حاضرسه كتاب دردست نشر دارم كتابي تحت عنوان" نقد و شناخت" كه مجموعه مقالاتي در نقد شعر است. كتاب ديگرم كه به بررسي آثار" فروغ فرخ زاد " اختصاص دارد كه در حال تدوين و نمونه خواني مي باشد ولي هنوز آن را به ناشر نسپرده ام .وكتاب ديگرفرهنگنامه ي تحليلي موتيف نشانه و نماد در شعر سبك هندي است كه اميدوارم در آينده ي نزديك شاهد چاپ هر سه باشم.هر سه كتاب در مرحله ي خوبي براي منتشر شدن هستند.