شعر
۱
دست در دست
هم
پرسه مي زديم
خورشيد
درميان موهايت مي دويد.
هوا باراني نبود
هوا ابري هم نبود
اما گل هاي آفتابگردان
بي قراري مي كردند !
تو چترت را آورده بودي.
۲
به هواي ِلبان سرخ ات
يك گلدان سفالي مي خرم
تا گياه بوسه
در كنار پنجره رشد کند.
+ نوشته شده در Sat 3 Nov 2007 ساعت توسط حامد رحمتی
|